گنجور

قطعه شمارهٔ ۷۹

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای مرغ جان طلب کن ازین آتشین قفس

راه برون شدن که تو را هم قفس نماند

زان دوستان خاصی که دیدید در دیار

دردا که در دیار وفا هیچ کس نماند

یاران نازنین همه رفتند و هیچ یک

زان همرهان به طالع من باز پس نماند

گوش دارا، مدار درین کاروان سرا

کاینجا به غیر ناله زار جرس نماند

آب بهار عیش و گل بخت ما بریخت

زین هر دو یادگار به جز خار و خس نماند

یاری که دم توان زد ازو بود صدر دین

دم درکش ای زمانه که جای نفس نماند

سرمایه امید من او بود در جهان

رفت و امید من به جهان زین سپس نماند

شد عمر خوار در نظر ما که بعد ازو

ما را به وصل هیچ عزیزی هوس نماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام