ساقی ز جام مستی ما را رسان به کامی
تا ما ز کوی هستی، بیرون نهیم گامی
هم نیستی که دارد، ملک فنا بقایی
هم درد چون ندارد درد و دوا دوامی
ماییم و نیم جانی، بر کف نهاده بستان
زان می به نیم جانی، بفروش نیم جامی
عشاق را مقامی، عالی است اندرین ره
مطرب مخالفان را بنمای ازین مقامی
تا گرد ما نگردد، غیر قدح گرانی
تا بر سرم نیاید، غیر از شراب خامی
وقتی که شاهدان را، پیدا بود وفایی
احوال عاشقان، را ممکن بود نظامی
شوریدگی ما را، منکر مباش زاهد
چون نیست کار ما را، در دست ما زمامی
گر باده را نبودی، از لعل دوست بویی
کی داشتی به عالم، زین حرمتی حرامی؟
میگفت: ترک رندی، سلمان شنید جانش
از می جواب تلخی، وزنی شکر پیامی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از جلوههای عاشقی و تأثیرات شراب بر جان اشاره میکند. او خواهان رسیدن به شادی و کامیابی است و میخواهد از عالم هستی فراتر رود. او تأکید میکند که در این دنیای فانی، درد و درمان وجود ندارد و مقامات عالی عشاق تنها در این راه قابل دستیابی است. شاعر میگوید که تنها شرابگساری و بیخیالی هدف اوست و از زاهدان میخواهد که شوریدگی عاشقان را درک کنند، زیرا کار عاشق در دست خود او نیست. او همچنین به تأثیر عطر شراب دوست بر احساساتش اشاره میکند و یادآور میشود که عشاق واقعی، در عشق خود، به مرزهای حرام نمیرسند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، با جام مستیات ما را به خوشی برسان تا از دنیای موجود خارج شویم و قدمی در مسیر دیگری برداریم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به حقیقت ناپایدار زندگی اشاره میکند؛ اینکه هیچ چیز در این دنیا دائمی نیست و همه چیز به زودی به پایان میرسد. همچنین، او بیان میکند که اگر درد و رنجی وجود نداشته باشد، در واقع هیچ درمانی هم نمیتواند مؤثر باشد، زیرا عدم وجود درد به معنای عدم نیاز به درمان است. زندگی و مرگ، و همچنین تجربههای انسانی، در این ابیات به هم پیوند خوردهاند و نشان میدهند که وجود و عدم، هر دو به نوعی در گردش و تغییر دائمی هستند.
هوش مصنوعی: ما تنها چندنفس بیشتر در زندگی نداریم و این زندگی را به عنوان یک فرصت گرانبها در دست داریم. از این فرصت استفاده کنیم و در مقابل، با زندگی کوتاه خود، خواستههایمان را برآورده کنیم.
هوش مصنوعی: عاشقان در این مسیر، مقام و جایگاهی برجسته دارند. تو باید به مخالفان نشان دهی که چه جایگاهی دارند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چیزی جز می گرانبها به دور من نیست، هیچ چیزی به سرم نمی آید جز شراب بی تجربه و خام.
هوش مصنوعی: زمانی که ناظرین به صداقت و وفاداری خود آشنا شوند، وضعیت عاشقان نیز میتواند تحت نظم و قاعده قرار گیرد.
هوش مصنوعی: ای زاهد، نگو که ما دیوانهایم، چرا که کارهای ما در اختیار ما نیست و در دست خداوند است.
هوش مصنوعی: اگر شرابی نبود، از بوی لبهای معشوق چگونه میتوانستی در دنیا بوی خوشی حس کنی؟ به همین خاطر، این احترام و حرمت برای چیست؟
هوش مصنوعی: او میگفت: وقتی از خیانت دور شوی، سلمان متوجه شد که جانش به دلیل شراب تلخ پاسخ میدهد و از اینجا پیامی به او میرسد که شیرینی دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
الدیک فی صیاح واللیل فی انهزام
والنور قد تبدی من لجة الظلام
ای همچو دیده در خوروی همچو جان گرامی
چون از غم تو شادم می ده به شادکامی
اسمع فداک روحی فالدیک قال حقا
[...]
دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی
تا یک به یک بدانی اسرار را تمامی
ای عاشق الهی ناموس خلق خواهی
ناموس و پادشاهی در عشق هست خامی
عاشق چو قند باید بیچون و چند باید
[...]
ای چون حیات شیرین وی چون روان گرامی
جانی و دیده یا دل زینها همه کدامی
هربام چون خرامی سرو روان باعی
هر شام چون برآئی مهتاب طرف بامی
نوشی و خوشگواری نیشی و جانشکاری
[...]
صاحب نظر نباشد در بند نیکنامی
خاصان خبر ندارند از گفت و گوی عامی
ای نقطهٔ سیاهی بالای خط سبزش
خوش دانهای ولیکن بس بر کنار دامی
حور از بهشت بیرون، ناید، تو از کجایی؟
[...]
در حضرت تو کآنجاسلطان کند غلامی
عشقت بداد مارا جامی بدوست کامی
در سایه مانده بودم چون میوه نارسیده
خورشید عشقت آمد ازمن ببرد خامی
از عشق قید کردم بر پای دل که چون خر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.