گنجور

 
سحاب اصفهانی

هزار افسوس از فاطمه که دست اجل

گل وجودش بر دوحه ی حیات نهشت

هزار حیف از آن تازه گل که مانندش

گلی به باغ جهان باغبان صنع نکشت

گسست رشته ی عمرش ز هم فغان از چرخ

که دور چرخ چنین رشته ی حیات نرشت

حریر در خور بالین و بسترش نه ولی

سپهر بستر او خاک کرد و بالین خشت

به خوب زشت جهان دل نبست و رفت آری

قرین به فطرت خوب و بری ز خصلت زشت

به حوریان جنان میل الفتش آن بود

که بود حوروش و حور چهر و حور سرشت

غرض به کودکی از دار غم فزای جهان

مقام او چو به صحن بهشت گشت، نوشت

(سحاب) از پی تاریخ رحلت او:

(مقام فاطمه جاوید باد صحن بهشت)

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

همه نعیم سمرقند سربه‌سر دیدم

نظاره کردم در باغ و راغ و وادی و دشت

چو بود کیسه و جیب من از درم خالی

دلم ز صحن امل فرش خرمی بنَوَشت

بسی ز اهل هنر بارها به هر شهری

[...]

انوری

جهان ز رفتن مودود شه موئید دین

به ما نمود مزاج و به ما نمود سرشت

جریده‌ایست نهاد سیه سپید جهان

که روزگار درو جز قضای بد ننوشت

چه سود از آنکه از این پیش خسروان کردند

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
حکیم نزاری

چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت

سواره بر من مسکین ناتوان بگذشت

سلام کردم و پرسید کای فلان چونی

همین بگفت و به شبدیز بر ، روان بگذاشت

چه گویمت ز سخن گفتنش که شیرینی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
جهان ملک خاتون

نسیم باد بهارست یا هوای بهشت

بهشت چیست وصال نگار حورسرشت

نوای بلبل و آواز چنگ و نغمه ی عود

خوش است و خوش بود آبی روانه بر لب کشت

بهشت روی تو ما را مدام می باید

[...]

حافظ

کنون که می‌دمد از بوستان نسیمِ بهشت

من و شرابِ فرح بخش و یارِ حورسرشت

گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟

که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت

چمن حکایتِ اردیبهشت می‌گوید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه