به بزم ای زاهد اینک می سبیل است
اگر وقتی به جنت سلسبیل است
رود جان از تن و جانان به محمل
من و او هر دو را عزم رحیل است
غم او بر خلاف نار نمرود
در اول چون گلستان خلیل است
دلیل من به گمراهی همین بس
که دل در وادی عشقم دلیل است
ندادم بوسه ای زان لب چه حاصل؟
ازین خرما که او را بر نخیل است
خجل زین چشم گریان و دل تنگ
کف بخشنده و چشم بخیل است
به خون گل نگارین پنجه ی او
چو تیغ قاتل از خون قتیل است
غم مهجوری روی جمیلش
علاجش مرگ یا صبر جمیل است
خموشی پیشه کن در مکتب عشق
که درس عاشقی بی قال و قیل است
جنان و سلسبیلی هست اما
جنان میخانه و می سلسبیل است
نیاید هم به پایان در شب هجر
حدیث زلف یار از بس طویل است
(سحاب) ار عهد دلبر بی ثبات است
دوام حسن او هم زین قبیل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره حال و هوای عاشقانه شاعر و احساسات عمیق او نسبت به معشوقش است. شاعر از بیقراری و غم فراق معشوق صحبت میکند و اشاره میکند که عشق او چنان قوی است که میتواند جانش را بستاند. او به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و درگیریهای درونی خود را با عشق توصیف میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق واقعاً مرزی ندارد و رابطهها و احساسات انسانی در پیچیدگیهای خود به سادگی درک نمیشوند. همچنین به اهمیت سکوت و آرامش در عشق اشاره میکند و میگوید که میخانه و شراب، به نوعی نمایانگر بهشت عاشقانهاند.
هوش مصنوعی: ای زاهد، اکنون به مهمانی آمدهایم که شراب در آن موجود است. اگر زمانی به بهشت برویم، آبی خوشگوار و خوش طعم در انتظار ماست.
هوش مصنوعی: رود جان از تن و جانان به محمل من و او هر دو را عزم رحیل است جان من و معشوق، هر دو در حال جدایی هستیم و به سفر میرویم.
هوش مصنوعی: غم او مانند شعلهای که نمرود (دشمن ابراهیم) ایجاد کرد، در ابتدا به نظر زیبا و آرامشبخش همچون گلستانی است که خلیل (ابراهیم) ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: دلیل گمراهم همین است که قلبم در عشق به سر میبرد و این خودش یک دلیل بزرگ است.
هوش مصنوعی: من از بوسیدن آن لب چیزی به دست نیاوردم، مثل این خرما که تنها بر روی درخت رشد کرده است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که انسان از نگاه کردن به افرادی که در حال گریه و ناراحتی هستند، احساس شرم و ناراحتی میکند. همچنین، دل تنگی و ناامیدی را به کمبود بخشش و حسادت دیگران نسبت میدهد. در واقع، این عبارت به تفاوت بین بخشش و حسادت اشاره دارد و نشان میدهد که آدمی ممکن است به خاطر رفتار یا احساسات دیگران دچار چالش شود.
هوش مصنوعی: دست زیبای او مانند شمشیر قاتلی است که از خون کشتهای سرخ و رنگین شده است.
هوش مصنوعی: غمی که از دوری چهره زیبای او به دل انسان مینشیند، راه چارهاش یا مرگ است یا صبر و تحمل.
هوش مصنوعی: در عشق، باید سکوت را انتخاب کنی، زیرا درس عاشقی نیازی به حرف و سخن زیاد ندارد.
هوش مصنوعی: بهشت و نهرهای بهشتی وجود دارد، اما بهشت واقعی همان میخانه و شراب ناب است.
هوش مصنوعی: گفتن داستان زلف یار در شب دوری به انتها نمیرسد، زیرا این داستان خیلی طولانی است.
هوش مصنوعی: اگر ابرها در وفای خود به محبوب بیوفا باشند، زیبایی او نیز از همین جنس ناپایداری است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر صد تخت خود بر پشت پیل است
چو بی نقش تو باشد تخت نیل است
امیرالمؤمنین دانم خلیل است
امیرالمؤمنین با جبرئیل است
در آن موضع که نور حق دلیل است
چه جای گفتگوی جبرئیل است
به راه مصر چشم او سبیل است
برای مصر اشکش رود نیل است
درین منزلگه فانی شهان را
به لشکرگه که هر سو کوس و پیل است
بدان لشکر پگه در وقت شبگیر
ز طبل نوبتی کوس رحیل است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.