خطش مشک تری لعلش نباتی
نباتی رسته ز اطرافش نباتی
دهم لب تشنه جان با آن که دایم
بود جاری زهر چشمم فراتی
مقیم کوی جانانم ندارم
خبر از کعبه و از سومناتی
به شکر اینکه داری خرمن حسن
از این خرمن به مسکینان زکاتی
رخت آنجا که دارد جلوه خورشید
که شاه انجم آید چیست ماتی
برهمن پیش آن بت سجده فرمود
به هر جا بود عزائی ولاتی
چه غم گر عهد الفت بست با غیر
که نبود عهد خوبان را ثباتی
ز چشمی کز تغافل کشت ما را
همان داریم چشم التفاتی
به جان هستم غلامش آن که داراد
پی آزادی ام زان خط براتی
(سحاب) ار پا نهادی در ره عشق
نباید داشت امید نجاتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفی از عشق و محبت به معشوق دارد. شاعر از زیباییهای معشوق و تاثیر آن بر روح و جانش صحبت میکند. او به احساسات عمیقش نسبت به معشوق اشاره میکند و از تشنگی عشق خود میگوید. شاعر همچنین به بیخبری از اماکن مقدس و مذهبی پرداخته و نشان میدهد که عشق واقعی او را از این مسائل دور کرده است. در نهایت، او به عشقش وفادار میماند و میگوید که نباید امید نجاتی داشت، اگرکه پا در راه عشق گذاشته شود. به طور کلی، این شعر سرشار از احساسات عاشقانه و وفاداری به معشوق است.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و دلنشینی شخصی اشاره دارد. خط او مانند جوهر سیاه خوشنقش و زیبایی لعل او گلنرمی است که از اطرافش رشد کرده و جلوهگر شده است. به طور کلی، این توصیف به شکوه و زیبایی آن شخص میپردازد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه همیشه زهر چشم من جاری است، جانم را در دهم لب تشنه به دنیا میآورم.
هوش مصنوعی: من در کوچه و محله محبوبم زندگی میکنم و از وضعیت کعبه و معابد دیگر هیچ اطلاعی ندارم.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تو زیباییهای زیادی داری، بخشی از این زیباییها را به محرومان ببخش.
هوش مصنوعی: در آنجا که زیبایی و نور خورشید نمایان است، جایی است که پادشاه ستارهها (خورشید) وارد میشود، پس چرا تو در آنجا مَشغول و غرق در خواب و غفلت هستی؟
هوش مصنوعی: برهمن به آن بت سجده کرد و در هر مکان عزاداری و نالهای بود.
هوش مصنوعی: حسرت و غمی نیست اگر پیمان دوستی با دیگری بسته شده باشد، چون هرگز پیمان افراد نیکو پایدار نیست.
هوش مصنوعی: چشمی که به بیتوجهی ما را از پا درآورد، اکنون همان چشم را داریم که با دقت به ما توجه میکند.
هوش مصنوعی: من خود را به جان فدای کسی میکنم که به خاطر آزادیام نامهای از او دارم.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق قدم بگذاری، نباید به نجات و رهایی امید داشته باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه باشد کز چنان آب حیاتی؟
به غارت بردهای، بخشی زکاتی؟
یقین دانم که مغز کایناتی
عیان اندر صفات نور ذاتی
نسیت الیوم من عشقی صلاتی
فلا ادری عشائی من غداتی
فوجهک سیدی! شمسی و بدری
و نثری منک یاقوت الزکاة
نداک سکرة الارواح طرا
[...]
چو یابد از صفات بد نجاتی
شود چون نوح از آن صاحب ثباتی
ظهوری لم یزل ذاتی بذاتی
جمالی لایزال من صفاتی
مسما واحد اسما کثیر
وفی تلوین اسمائی ثباتی
وجودی کالقدح روحی کراخی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.