کز جد و مادر و پدر ای یادگار ما
آقای ما برادر ما شهریار ما
داریم التماسی ازین التهاب بیش
فرمای التفاتی ازین به به کار ما
هفتاد و یک جراحت کاری به روی هم
زین کشتگان رسید به جان فگار ما
دگر هزار و نهصد و پنجاه زخم غم
از داغ خود مزن به دل داغ دار ما
بر پای دوستان مفکن ز اضطرار بند
در دست دشمنان مپسند اختیار ما
از خون مخواه خلعت لعلی لباس خویش
وز غم مساز کسوت کحلی شعار ما
رحمی به حال فاطمه کآن طفل بی پدر
تا حشر دیده دوخته بر انتظار ما
سوی مزار فاطمه چون بگذریم اگر
افتد ز کوفه بی تو به یثرب گذار ما
دل داده ای به دست که این سان اثر نکرد
بر سینه ی تو ناله ی گردون سپار ما
دل پاره پاره از سر مژگان فرو چکید
در روضه ی تو طرفه گلی داد خار ما
دردا که تر نشد لب خشکت به نیم نم
چندان که رفت سیل سرشک از کنار ما
چون شد که راه معرکه را بر شما نبست
ای خاک بر سر مژه ی اشک بار ما
خود جرم ما چه بود که نگذشته تا گذشت
خونخوار دشمن از سر یک شیرخوار ما
گر سخت تر ز خاره نبود از چه دل نسوخت
این قوم را به روز تو در روزگار ما
پس دست بر عنان شه بی سپه زدند
وز دل شرر به خرمن خورشید و مه زدند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر از رنجها و مصائب خود و دیگران سخن میگوید. او به یاد جد و والدین خود، برادر و شهریار خود صحبت میکند و التماس میکند که توجهی به مشکلات و آلام آنها داشته باشند. شاعر به زخمهای عمیق و غمهای بسیاری که بر دل دارد اشاره میکند و از محبوب خود میخواهد که در این شرایط سخت بر آنها رحم کند. او به فاطمه (س) و دردهای او اشاره کرده و از غمها و بلایای گذشته سخن میگوید. شکوایهها و آلام او در ارتباط با بیرحمی دشمنان و رنجهای بیپدرها و دلسوختگی برای عزیزان، در این شعر به وضوح نمایان است. شاعر بر ناتوانی خود و دیگران در برابر این مشکلات تأکید کرده و از خدا میخواهد که به حال آنان رحم کند.
هوش مصنوعی: ای یادگار ما از نسل پدر، مادر و جد، ما تو را به عنوان برادر و شهریار خود میشناسیم.
هوش مصنوعی: ما در این حال پریشانی به کمک نیاز داریم، لطفاً توجهی به کار ما داشته باشید.
هوش مصنوعی: هفتاد و یک زخم عمیق بر بدن ما نشسته است که بر اثر کشتارها به وجود آمده و به جان ما آسیب زده است.
هوش مصنوعی: دیگر از غمهای گذشته و زخمهای ناشی از آن نزن به دل ما که خود از درد و اندوهی عمیق رنج میبریم.
هوش مصنوعی: برای دوستان خود دست به کار نشو و به خاطر اضطرار، خود را در بند دشمنان ننداز. انتخاب ما را ارزشمندتر بدان.
هوش مصنوعی: از خون خود نمیتوانی لباسی گرانبها و زیبا برای خود تهیه کنی. همچنین، به غم و اندوه دیگران نیز وابسته نباش، چون نشان و نماد ما رنگ سیاه است.
هوش مصنوعی: به حال فاطمه رحم کنید، زیرا آن کودک بیپدر در این دنیا منتظر ماست و چشمانش به ما دوخته شده است تا به حشر برسد.
هوش مصنوعی: وقتی به سمت آرامگاه فاطمه میرویم، اگر در مسیر به یثرب رسیدیم و تو با ما نباشی، چطور باید این راه را ادامه دهیم؟
هوش مصنوعی: تو دل خود را به کسی سپردهای، اما با این حال نالههای زمانه بر دل تو تأثیر چندانی نداشته است. ما این احساسات را به تو واگذار میکنیم.
هوش مصنوعی: دل پارهپاره و آشفته من از چشمان تو با اشک ریخت، در باغ تو گلی زیبا را پیدا کردم که خارهای دل مرا در خود داشت.
هوش مصنوعی: ای کاش لب خشک تو با کمکی از باران تر میشد، آنقدر که اشکهایم از چشمم کنار رفتند.
هوش مصنوعی: چرا که راه میدان نبرد بر شما بسته نشد، ای خاکستر بر سر ما که با اشکهایمان باران میباریم.
هوش مصنوعی: چه گناهی از ما بوده که دشمن خونخوار حتی از زدن یک شیرخوار ما هم دریغ نکرده و به راحتی از آن گذشته است؟
هوش مصنوعی: اگر درد و رنج این قوم از خار هم بیشتر باشد، پس چرا دل آنها در روز تو به درد نیامده است؟
هوش مصنوعی: آنان بر مهار سلطانی چنگ زدند و از دل خود شعلۀ امید و آرزو به سوی خورشید و ماه هدایت کردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.