ما و دلِ سودازده سرمستِ الستیم
برگشته ز میخانه دو آشفتهٔ مستیم
با افسر سلطانی کونین بلندیم
با خاکِ درِ خاکنشینان تو پستیم
موهوم بود هستی ما سرّ تو موجود
المنة لله که از این واهمه رستیم
ما شیشه شکستیم و کف پای ملک را
زین شیشهٔ بشکسته درین بادیه خستیم
با عشق تو دیوانه و با جام تو سرمست
چون نیست شدیم از همه با عشق تو هستیم
پیوند مهمات ز کونین بریدیم
با رشتهٔ پیمان سر زلف تو بستیم
ما باز قویمنزلت ساعد جانیم
از بام جهان با پر افراشته جستیم
زاهد تو برو مسجدی و صومعهای باش
ما رند خراباترو بادهپرستیم
شاهین وجودیم به حبس تن خاکی
کز قوت پر این قفس تنگ شکستیم
برخاسته از کنگرهٔ عرش و به آفاق
پرواز نمودیم و به بام تو نشستیم
صحرای ترا آهوی در بند گرفتار
دریای ترا ماهی افتاده به شستیم
گر زان که فقیریم فقیرِ درِ شاهیم
ور زان که خرابیم از آن ساغر و دستیم
ای ساقی مستان به صفا رطل دمادم
مخمور بمگذار که ما مست الستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احوالات خود و دیگران را توصیف میکند که در حال تجربه عشق و سرمستی هستند. آنها از میخانه به آزادی رسیدهاند و با وجود پیچیدگیهای زندگی، احساس بهتری پیدا کردهاند. با تأکید بر عشق و پیوند عمیق خود، از قید و بندهای دنیوی رها شده و به دنبال یگانگی و حقیقت هستند. شاعر به زاهدان و کسانی که به مذهب و دنیای مادی وابستهاند، اشاره میکند و خود را رند و مست معرفی میکند که در جستجوی عشق و حقیقتاند. در نهایت، او از ساقی میخواهد که به آنها بادهای بدهد تا در سرمستی باقی بمانند.
هوش مصنوعی: ما و دل عاشق و شیدا، در مستی عشق به سر میبریم و از میخانه برگشتهایم، حالتی آشفته و سرخوش داریم.
هوش مصنوعی: ما به مقام و عظمت سلطنتی رسیدهایم، اما در مقابل خاکنشینان، در مقام و جایگاه آنها پایینتر هستیم.
هوش مصنوعی: وجود ما در واقعیت چیزی جز یک خیال نیست و این راز وجود تو است که ما از این خیال و توهم رهایی یافتهایم.
هوش مصنوعی: ما شیشهای را شکستهایم و پای ملک را از این شیشهٔ شکسته در این بیابان آسیب زدهایم.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو دیوانه شدهام و با نوشیدنی تو سرمست هستم. ما از همه چیز جدا شدهایم و فقط به عشق تو مشغولیم.
هوش مصنوعی: ما ارتباط و وابستگیهای دنیوی را قطع کردیم و با عهد و پیمانی که نسبت به موهای تو داریم، خود را به تو گره زدیم.
هوش مصنوعی: ما مانند پرندهای قوی و بلندپرواز هستیم که از بام عالم به آسمان میجهیم و با ارادهای محکم به سوی اهداف بلند خود پرواز میکنیم.
هوش مصنوعی: ای زاهد، تو به مسجد و صومعه برو و به عبادت مشغول شو، اما ما افراد رند و خوشگذرانیهستیم که به میگساری عشق میورزیم.
هوش مصنوعی: ما مانند شاهینی هستیم که در قفس تن خاکی گرفتار شدهایم، اما با نیروی بال و قدرت خود، این قفس تنگ را شکستهایم و آزاد شدهایم.
هوش مصنوعی: از مرتفعترین مکانها بلند شدیم و به دوردستها پرواز کردیم و بر فراز تو قرار گرفتیم.
هوش مصنوعی: در دشت تو، آهویی در تیرگی به دام افتاده است و در دریا، ماهیای به دام شسته شدهام.
هوش مصنوعی: اگر ما فقیر باشیم، دستکم فقیر در دربار پادشاه هستیم و اگر هم خراب و بیسر و سامان هستیم، این بینظمی از آن ساغر و مینوشیدن ماست.
هوش مصنوعی: ای ساقی، به ما نوشیدنی خالص و تازه بده و نگذار که ما از حال مستی خارج شویم، زیرا ما به شدت در مستی و خوشی غرق هستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
وز دام هوای تو بجستیم و برستیم
چونان که تو از صحبت ما سیر شدستی
ما نیز هم از صحبت تو سیر شدستیم
از تفّ دل و آتش عشقت برهیدیم
[...]
از اول امروز چو آشفته و مستیم
آشفته بگوییم که آشفته شدستیم
آن ساقی بدمست که امروز درآمد
صد عذر بگفتیم و زان مست نرستیم
آن باده که دادی تو و این عقل که ما راست
[...]
ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیم
معذور توان داشت اگر توبه شکستیم
با هیچ کسی کار نداریم درین ملک
ما را بگذارید درین حال که هستیم
آن عاقل دنیا طلب ار جاه پرستد
[...]
تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم
واندر طلب وصل تو جان بر کف دستیم
در زلف پریشان تو مجموع گرفتار
وز نرگس شهلات نه مخمور و نه مستیم
ما وصل تو خواهیم که آیی بر آغوش
[...]
از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم
در کوی مغان با می و معشوق نشستیم
سجّاده و تسبیح به یک سوی فکندیم
در خدمت ترسا بچه زنّار ببستیم
در مصطبه ها خرقهٔ ناموس دریدیم
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.