گنجور

 
سعیدا

ندیده کسی آنچه من دیده‌ام

سرم گشت از بس که گردیده‌ام

اگر تار عمرم کند دور نیست

بر این رشته بسیار پیچیده‌ام

دمی بی‌محبت کجا بوده‌ام

که تا بوده‌ام عشق ورزیده‌ام

وفا و محبت در این کهنه دیر

ندیدم ز کس بلکه نشنیده‌ام

ز من خوش نشد دل کسی را ولی

نرنجانده‌ام هم نرنجیده‌ام

ز مردم کسی را که خودبین نباشد

ندیدم به جز مردم دیده‌ام

سعیدا ز اوضاع آزادگان

همین ناپسندی پسندیده‌ام

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فردوسی

سواران ترکان بسی دیده‌ام

عنان پیچ زین‌گونه نشنیده‌ام

مشاهدهٔ ۱۲ مورد هم آهنگ دیگر از فردوسی
اسدی توسی

برهمن ز کس گفت نشنیده ام

من اش همچنان استخوان دیده ام

سعدی

ز خصمت همانا که نشنیده‌ام

نه آخر به چشم خودم دیده‌ام؟

امیرخسرو دهلوی

چو نام تو در نامه‌ای دیده‌ام

به نامت که بر دیده مالیده‌ام

به یاد زمین‌بوس درگاه تو

سراپای آن نامه بوسیده‌ام

ز نام تو آن نامه نامدار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه