ای که می گویی خدای خویش را چون دیده ام
چون تو می گویی بگویم با تو بیچون دیده ام
دست از دامان گلگونش نخواهم داشتن
نشئه ها از پرتو آن روی گلگون دیده ام
در دل خود کرده ام سیر سواد اعظمی
آن سویدا خانه را در بر مجنون دیده ام
خوانده ام مضمون دیوان قضا را بارها
هرچه آمد در نظر مصراع موزون دیده ام
خیرگی می کرد چشم از دیدن دیدار غیب
در میان هر گه سعیدا خویش را چون دیده ام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیان تجربههای عمیق روحانی و شخصی خود میپردازد. او تأکید میکند که خدای خود را به وضوح دیده و از ارتباط نزدیک با او دست نخواهد کشید. شاعر در دل خود در جستجوی عمیقترین معانی و زیباییهای وجود است و احساس میکند که در زندگی و دیوان قضا، همه چیز را به صورت موزون و معنادار مشاهده کرده است. در نهایت، او از آثاری که این تجربهها بر زندگیاش گذاشته، سخن میگوید و بر رابطه عمیقش با حقایق غیبی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی خدا را چگونه دیدهای، من هم میگویم، همانطور که تو میگویی، من نیز او را بی چون و چرا دیدهام.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم از دامن زیبا و دلانگیز او دست بکشم، زیرا زیبایی و روشنی که از چهرهاش مشاهده کردهام، مرا به وجد آورده است.
هوش مصنوعی: در دل خود سفری به سوی یک سرزمین بزرگ و زیبا انجام دادهام، جایی که در آن خانهای را دیدهام که مجنون در آن قرار دارد.
هوش مصنوعی: من بارها محتوای دیوان سرنوشت را مطالعه کردهام و هر چیزی که تا به حال در نظر من آمده، به گونهای زیبا و موزون دیده شده است.
هوش مصنوعی: چشمانم به تماشا و دیدن ناگفتههایی دیگر، در هر لحظهای مشغول است. به طوری که هر بار خودم را در این حالت میبینم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بوالجایبها از این گردنده گردون دیدهام
ظلم او را در جهان، ز اندازه بیرون دیدهام
چرخ را گفتم که با آل علی گردد به راست
گردش او را کنون، بر عکس وارون دیدهام
میر یثرب را به دشت کربلا عریان بدن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.