گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۹۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ایام بهاران سبک از دیده ما رفت

از دست به هم سودنی این رنگ حنا رفت

شد موسم گل طی به شکرخنده برقی

برگ طرب باغ به تاراج صبا رفت

شیرازه مجموعه گلزار فرو ریخت

سنبل چو سر زلف پریشان به هوا رفت

نرگس ز نظر دور به یک چشم زدن شد

هر چند که از راه بصیرت به عصا رفت

آمد به چمن غنچه گل با کف پر زر

چون برگ خزان دیده تهیدست و گدا رفت

از همرهیش در جگر لاله نفس سوخت

از بس که به تعجیل گل لعل قبا رفت

در یک نفس از کیسه گلزار شکوفه

چون سیم و زر از پنجه ارباب سخا رفت

پیچید سراپرده خود ابر بهاران

از فرق چمن سایه اقبال هما رفت

شد رفتن گل باعث خاموشی بلبل

از باغ به یکبار برون برگ و نوا رفت

از حیرت نظاره آن سرو گل اندام

از خاطر اشجار چمن نشو و نما رفت

صائب ز نظربازی بی پرده شبنم

از چهره گلهای چمن رنگ حیا رفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام