گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

ز گل فزود مرا خارخار خندهٔ تو

که نیست خندهٔ گل در شمار خندهٔ تو

مرا ز سیر گلستان نصیب خمیازه است

که نشکند قدح گل، خمار خندهٔ تو

شده است گل عبث از برگ سر بسر ناخن

گرهگشایی دلهاست کار خندهٔ تو

گشود لب به شکر خنده غنچهٔ تصویر

نشد که گل کند از لب، بهار خندهٔ تو

در آی از درم ای صبح آرزومندان

که سوخت شمع من از انتظار خندهٔ تو

دهان غنچه به لب مهر دارد از شبنم

ز بس خجل شده در روزگار خندهٔ تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام