زحد گذشت و به غایت رسید و بی مر شد
جفای اختر و قصد سپهر و جور فلک
جفا و جور جهان را یکی است میر و ملک
بلا و قصد فلک را یکی است دیو و ملک
زمانه از همگان بر من است مستولی
که نزد او همه حق من است مستهلک
فغان از او که به صد سال گفت نتوانم
به صد هزار زبان از جفای او صد یک
فسانه شد همه احوال من به بود و نبود
فساد گشت همه عمر من به لی و به لک
کدام طبع که ازمن در او نخاست حسد
کدام سینه که از من در او نرست خسک
زغیر خویش به شایستگی پدید آیم
به وقت تجربه چون بر زنند زر به محک
چو آب از آتش و روز از شب و حق از باطل
چو شادی از غم و نیک از بد و یقین از شک
از آنکه معتقد مرتضا و فاطمه ام
که زین حصول درج باشد و خلاص درک
ز روزگار به دردم زدوستان محروم
چو مرتضی زامامت چو فاطمه زفدک
زبس که بی نمکی کرد با من این ایام
در آب دیده گریان گداختم چو نمک
(سپهر پیر به من آن کند که اهل خرد
هزار عیب کنند ار چنان کند کودک)
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیرحمی و ستم زمانه شکایت دارد و به احساس یأس و ناامیدی خود در برابر سختیها و دردهایی که متحمل شده، میپردازد. او به توصیف جفای ستارهها و جور دنیا میپردازد و بیان میکند که هر چیز بلای جهان را به او روا داشته است. شاعر به ناتوانی خود در بیان دردهایش به زبانهای مختلف اشاره میکند و از فساد و بیمعنایی زندگیاش صحبت میکند.
او از حسد دیگران و بیعدالتیهایی که از جانب آنها شاهد بوده به شدت ناراحت است و بر این باور است که تنها در شرایط سخت و با امتحان، ارزش انسانها شناخته میشود. شاعر به اعتقادات خود به امام علی و فاطمه نیز اشاره میکند و وجودشان را بهعنوان امیدی در زندگیاش مطرح میسازد. در نهایت، او از اثرات تلخ روزگار و بیوفایی دوستانش سخن میگوید و به تعبیر آرزوهایش به ناکامی میرسد.
هوش مصنوعی: از حد خود فراتر رفت و به اوج خود رسید و به درجاتی دست یافت که دیگر قابل تعیین نیست. این نتیجه ظلم و بدخواهی ستارهها و ناعدالتی آسمان است.
هوش مصنوعی: ستم و ناعدالتی در دنیا یکی است، چه برای انسانها و چه برای حاکمان. مشکلات زندگی و مقاصد آسمان همگی یکسان هستند، فرقی بین خوب و بد نیست.
هوش مصنوعی: زمانه بر همه چیز من تسلط دارد و در نزد او، تمامی حقوق من به فراموشی سپرده شده است.
هوش مصنوعی: آه از کسی که در طول یک قرن نتوانسته به صد هزار زبان از ظلم و ستم او سخن بگوید، حتی به اندازه یک صدم.
هوش مصنوعی: داستان تمام زندگی من، از خوب و بد، به یک افسانه تبدیل شده و همهٔ عمرم به خاطر خواستهها و نداشتههایم تباه شده است.
هوش مصنوعی: کدام انسانی است که از من حسادت نکند و کدام دل وجود دارد که از من آسیب نبیند؟
هوش مصنوعی: انسان، در زمان مواجهه با مشکلات و تجربیات زندگی، به شایستگی و قابلیتهای خود پی میبرد، همانطور که طلا تحت آزمایش و محک، خلوص و ارزش خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: آب از آتش جداست، همانطور که روز از شب، حقیقت از ناحق، شادی از اندوه، نیکی از بدی و یقین از تردید تفکیک میشود.
هوش مصنوعی: من به ولایت و مقام مرتضی و فاطمه ایمان دارم و میدانم که دستیابی به این فضائل، موجب نجات و رهایی است.
هوش مصنوعی: زمانه به من زخم میزند و از دوستانم محرومم، مثل مرتضی که از امامت دور افتاده و مانند فاطمه که از فدک بیبهره مانده است.
هوش مصنوعی: در این روزها به حدی که با من بدرفتاری شده، مثل نمکی که در آب حل میشود، اشکهایم به خاطر این درد به شدت جاری شده است.
هوش مصنوعی: آسمان کهن سال به من این را میآموزد که اگر کودک باشد، هزار عیب را به بهانهای میتوانند بر او بگذارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فسردگان چه شناسند قدرِ سورِ فلک
که عاشق است که نشناسد از قدم تارک
به وصف و شرح چه حاجت درین سخن شک نیست
در آفتاب کسی را چه اشتباه و چه شک
کمالِ عشق نمی دانی و مرا هم نیست
[...]
ندانم آن رخ حورست یا جمال ملک
که رشک میبرد از حسنش آفتاب فلک
بسان دائره کارم شدست بی سر و پای
ز عشق آن دهن همچو نقطه کوچک
زهی جمال تو بر هم شکسته رونق حور
[...]
چو جزو لایتجزاست آن دهان بی شک
چگونه جان منش گشت جزو لاینفک
تهی ست سبحه زاهد ز گوهر اخلاص
هزار بار من آن را شمرده ام یک یک
به تیغ حادثه گردون کجا تواند کرد
[...]
مرا که بخت چو اهلی نداده طالع نیک
اگر بپای تو ریزم درو گهر چون ریگ
وگر ز شوق تو دل جوش میزند چو شمع
تو زان من نشوی نیست بخت اینم لیک
ترا چنانکه تویی هر نظر کجا بیند
به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.