اگر مروت و جود است در جهان موجود
چرا ز هر دو به حاصل نمی شود مقصود
گمان برم که دراین روزگار تیره چو شب
بخفت چشم مروت بمرد مادر جود
ز سیر هفت ستاره دراین دوازده برج
به ده دوازده سال اندراین دیار و حدود
هزار شخص کریم از وجود شد به عدم
که یک کریم نمی آید از عدم به جود
در این زمانه به جز مدخل و حسود نماند
بریده باد سر مدخل و زبان حسود
وگر به دست منستی عمود صبح منیر
بکوبمی سر اهل زمانه را به عمود
و گر حکایت مسعود سعد و قلعه نای
شنیده ای که در او ماند مدتی مطرود
یقین بدان که ز بد حالی و شکسته دلی
زمانه قلعه نای است و ما در او مسعود
ز کردگار همه حسن عاقبت خواهم
که این دعاست به نزدیک عاقلان معهود
چو در زمانه یکی معطی و کریم نماند
چگونه عاقبت کار ما بود محمود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به کمبود مروت و جود در جامعهاش اشاره میکند و از ناامیدی نسبت به وجود افراد بزرگوار سخن میگوید. او معتقد است که در این زمانه، خوبیها و بزرگمنشیها به تدریج از بین رفتهاند و حالا فقط حسادتی باقی مانده است. شاعر همچنین به مقایسهای با داستان مسعود سعد و قلعه نای میپردازد و احساس میکند که او و همنسلانش در این زمانه، همچون مسعود، در محنت و ناکامی به سر میبرند. در پایان، شاعر دعا میکند که خداوند به او حسن عاقبت عطا کند و میپرسد اگر در زمانهای هیچ فرد کریم و بخشندهای وجود نداشته باشد، سرنوشت او و دیگران به کجا خواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر در دنیای ما سخاوت و انسانیت وجود دارد، پس چرا به هدف نهایی از هر دوی این ویژگیها نمیرسیم؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در این روزهای تاریک و غمانگیز، چشم درک و Mروت از خواب رفته و فضیلت و سخاوت نیز به فراموشی سپرده شده است.
هوش مصنوعی: در اینجا به حرکت هفت ستاره در میان دوازده برج آسمانی اشاره شده و بیان میشود که این مسیر در این سرزمین و نواحی به مدت ده تا دوازده سال ادامه دارد.
هوش مصنوعی: هزاران انسان شریف و بخشنده از وجود به نیستی رفتند، اما هیچ فرد بخشندهای از نیستی به وجود نمیآید.
هوش مصنوعی: در این دوره، جز درهایی برای ورود و حسادتهای بیمورد چیز دیگری نمانده است. امیدوارم که سر آن در و زبان حسود بریده و خاموش شود.
هوش مصنوعی: اگر تو در دست من نباشی، صبح روشنی را برای فرود آوردن بر سر مردم زمانهام به کار میزنم.
هوش مصنوعی: اگر داستان مسعود سعد و قلعه نای را شنیدهای، بدان که او مدتی در آنجا به دور از مردم و رانده شده بود.
هوش مصنوعی: بدان که به خاطر بدبختی و دل شکستهای که داریم، زمانه همچون قلعهای است که ما در آن محبوس هستیم.
هوش مصنوعی: از خداوند میخواهم که عاقبت خوبی نصیبم کند، زیرا این دعا در نزد افراد خردمند شناخته شده است.
هوش مصنوعی: وقتی در دنیا کسی بخشنده و مهربان باقی نماند، آینده ما به چه صورتی خواهد بود؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر چه عذر بسی بود روزگار نبود
چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود
خدای را بستودم، که کردگار من است
زبانم از غزل و مدح بندگانش نسود
همه به تنبل و بند است بازگشتن او
[...]
همی روی و من از رفتن تو ناخشنود
نگر به روی منا تا مرا کنی پدرود
مرو که گر بروی باز جان من برود
من از تو ناخشنود و خدای ناخشنود
مرا ز رفتن تو وز نهیب فرقت تو
[...]
از اهل ملک در این خیمهٔ کبود که بود
که ملک ازو نربود این بلند چرخ کبود؟
هر آنکه بر طلب مال، عمر مایه گرفت
چو روزگار بر آمد نه مایه ماند و نه سود
چو عمر سوده شد و، مایه عمر بود تو را
[...]
خزان ببرد ز بستان هر آن نگار که بود
هوا خشن شد و کهسار خشک و آب کبود
نگارهای نو آئین ز گلستان بسترد
پرندهای بهاری ز بوستان بربود
ز کله های بهاری نه بوی ماند و نه رنگ
[...]
ز بار نامه دولت بزرگی آمد سود
بدین بشارت فرخنده شاد باید بود
نمونه ای ز جلالت به دهر پیدا شد
ستاره ای ز سعادت به خلق روی نمود
به باغ دولت و اقبال شاخ شادی رست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.