نباشی یک زمان از عشق خالی
که دایم در بلای زلف و خالی
کرا در سر خرد باشد، ندارد
سر از سودای زلف و خال خالی
همی تا عارض چون بدر بینی
به گوژی و نزاری چون هلالی
به قد چون الف تا دل سپردی
به قامت لاجرم هم شکل دالی
خیال دوست تا در خواب دیدی
ز بی خوابی به کردار خیالی
بدان تا بوی زلف یار یابی
همیشه عاشق باد شمالی
چرا زین سان گرفتار فراقی
اگر دایم خریدار وصالی
محل صبر و دل بر باد دادی
ز بی صبری که در کار محالی
گهی چون عندلیب از گل خروشی
گهی چون فاخته بر سرو نالی
ز عشق قامت چون سرو معشوق
چنان گشتی که پندارند نالی
چنانی در غم رخسار چون گل
کت از خارست پندارم نهالی
اگر چون لاله خواهی تا بخندی
وگر چون سرو خواهی تا ببالی
زعشق آن به که بگذاری سگالش
ثنای مجلس عالی سگالی
جمال العتره صدر الموسویین
ابوالقاسم علی تاج المعالی
رئیس شرق مجدالدین که دارد
خطاب از روی دین مولی الموالی
به رنج از کوشش سختش معادی
به ناز از بخشش دستش موالی
به رشک از قدر او چرخ و کواکب
به شرم از جود او بحر و لالی
نظیر آسمان از بی نظیری
همال آفتاب از بی همالی
تو را زیبد بزرگی و جلالت
که فرزند رسول ذوالجلالی
تو شایی مقتدای آل حیدر
که حیدر خصلت و حید خصالی
جهانی در تو غالی گشته بینم
چنان کاندر علی گشتند غالی
سفینه نوح آل مصطفایند
تو صدر و بدر آن فرخنده آلی
تو در چشم خرد نور و ضیایی
تو بر روی هنر حسن و جمالی
تو گردون همت و خورشید قدری
تو میمون طلعت و فرخنده فالی
تو ذل بخلی و عز سخایی
تو اثبات ثنا و نفی مالی
به عدل اندر صلاح هر فسادی
به علم اندر جواب هر سوالی
به وقت لطف با لطف هوایی
به گاه حلم با حلم جبالی
به فکرت غیرت در یتیمی
به خاطر خازن سحر حلالی
نه ای اختر چرا اختر عطایی
نه ای دریا چرا دریا نوالی
به کوشش آسمان کامرانی
به بخشش آفتاب بی زوالی
بدین مر نیکخواهان را سروری
بدان مر بدسگالان را نکالی
ز آثار تو خالی نیست جایی
مگر روز و شبی یا ماه و سالی
همه دلها پر از مهر تو بینم
دوام دولتی یا حسن حالی
به بخشیدن جوادی بی حریفی
به بخشودن کریمی بی ملالی
ثبات عهد را چون اتفاقی
مزاج جود را چون اعتدالی
دهد عفو تو پیران را جوانی
دهد خشم تو شیران را شگالی
اسیران را به شب روز خلاصی
نیاز تشنه را آب زلالی
مرا تا متصل گشتم به خدت
سوی دولت دلیل اتصالی
کنم ذکر تو چون خورشید مشهور
بدین شعری که چون شعری است عالی
به خاطر قاصر از لفظش معزی
به معنی عاجز از نظمش کمالی
به شرق و غرب عالم چون عروسان
کنندش جلوه ایام و لیالی
چو ذکر تو به شعرم زنده ماند
اگر زنده نمانم لاابالی
نهال عمر تو خواهم شکفته
که باغ عز و دولت را نهالی
مثال تو روان و امر نافذ
که در جاه و بزرگی بی مثالی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از دوری معشوق و رنج عشق سخن میگوید و ابراز میکند که چگونه دلش دایماً در جستجوی وصال و وصف زیباییهای معشوق است. با زبان استعاری، شاعر عشق را همچون آتش نزدیک و دور میبیند که جانش را میسوزاند.
او به جمال و ویژگیهای معشوق اشاره میکند و ویژگیهای نیکو و والا را برمیشمارد. در نهایت، شاعر به ستایش فردی بزرگ میپردازد که دارای حسن و عظمت و جمالی بینظیر است و از او به عنوان نمونهای از صفات نیک یاد میکند.
شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و احساساتی عمیق هدف خود را از تجلیل عشق و بزرگترین شخصیتها به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی مدت کوتاهی از عشق دور باشی، حس میکنی که در عذاب و پریشانی ناشی از غم و فقدان او هستی.
هوش مصنوعی: کسی که در دل خود اندیشه و خرد دارد، به زیباییهای ظاهری و زرق و برق دنیا وابسته نیست.
هوش مصنوعی: همواره زمانی که روی زیبا و دلربا را همچون ماه بدر ببینی، در کنار او به آرامش و خوشی خواهی رسید؛ و در عوض، اندوه و سختی را همچون هلال ماه تجربه خواهی کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که به قد و قامت کسی علاقهمند شدی و دل را به او سپردی، به طور طبیعی به او شبیه خواهی شد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی یاد محبت دوست به ذهن میآید، حتی خواب هم نمیتواند انسان را از بیخوابی نجات دهد. در واقع، عشق و یاد دوست به اندازهای عمیق و تأثیرگذار است که حتی در خواب نیز نمیتوان از آن رهایی یافت.
هوش مصنوعی: بدان که همیشه از عشق و جذابیت یار خود بهرهمند خواهی بود، مانند بوی دلنشین وزش باد شمالی.
هوش مصنوعی: چرا باید اینقدر در درد جدایی گرفتار باشی، اگر همیشه مشتاق وصال و دیدار محبوبی؟
هوش مصنوعی: به خاطر بیصبریات، جایی را که میتوانست به آرامش و تحمل اختصاص یابد، به باد دادی و در کارهای غیرممکن به مشکل برخوردی.
هوش مصنوعی: گاهی مانند بلبل از گل نغمه سر میدهم و گاهی مانند فاخته بر درخت سرو نالهای سر میکنم.
هوش مصنوعی: از عشق، قامت تو به زیبایی و لطافت مانند سرو شده است، به طوری که دیگران گمان میکنند تو در حال ناله و شکایت هستی.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که غم و اندوه چهرهات شبیه به گلی است که از میان خارها رشد کرده است، و من این موضوع را مانند وجود یک نهال میدانم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند لاله شاداب و خندان باشی، یا اگر میخواهی مانند سرو بلند و سرسخت بروی، این بستگی به خودت دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق آن کسی که مقامش را دیدن در خور نیست، بهتر است که در وصف او دم نزنیم و در مجلسی که ارزشش فراتر است، از او صحبت نکنیم.
هوش مصنوعی: زیبایی نسل و خاندان موسی، ابوالقاسم علی، سرآمد بلندمرتبههاست.
هوش مصنوعی: رئیس شرق مجدالدین، فردی است که به خاطر دیانت و ایمانش مورد توجه قرار گرفته و در حالی که در جایگاه بالایی قرار دارد، به او احترام گذاشته میشود.
هوش مصنوعی: بر اثر تلاش و زحمت سختش، نتیجهای خواهد گرفت، و با لطافت و بخشش از سوی او، دیگران نیز به او وابسته خواهند شد.
هوش مصنوعی: در این بیت، به زیبایی به این نکته اشاره شده است که ستارهها و سیارات به خاطر مقام و جایگاه او دچار حسادت و شرم میشوند، و در عین حال، دریاها و سکوت هم به خاطر سخاوت او، احساس شرمندگی میکنند. این بیانگر بزرگی و عظمت شخصیت اوست که سایر موجودات و عناصر طبیعت را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: برابر آسمان در بینظیری، همتای آفتاب در یکتایی است.
هوش مصنوعی: شایسته تو بزرگness و عظمت است، زیرا فرزند پیامبر بزرگ و محترم هستی.
هوش مصنوعی: تو نمونه و الگوی کسانی هستی که از حیدر (علی) نشأت گرفتهاند، زیرا تو نیز ویژگیها و صفات آن بزرگوار را در خود داری.
هوش مصنوعی: من در تو جهانی را میبینم که به شدت تحت تأثیر و تغییر قرار گرفته است، همانطور که در زمان علی (ع) نیز برخی افراد دچار غلو و زیادهروی شدند.
هوش مصنوعی: کشتی نوح، نماد نجابت و نیکوکاری اهل بیت پیامبر هستند و تو، رمزی از برکت و شرافت آن خاندان میباشی.
هوش مصنوعی: تو در دیدههای خرد، مانند نوری و روشنایی، و بر چهرهی هنر، نمایانگر زیبایی و جذابیتی.
هوش مصنوعی: تو مانند آسمان بلند همت و همانند خورشید با ارزش و با اعتبار هستی، چهرهات زیباست و سرنوشتت خوش یمن و شایسته است.
هوش مصنوعی: تو با بخل ذلت و بیعرضگی را به همراه داری، ولی با بخشندگی، عزت و بزرگی به دست میآوری. در حقیقت، این نشاندهنده آن است که ستایش و کرامت تو در بخشندگیات نهفته است و بخل هیچ ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: درستی و انصاف میتواند هر نوع فساد و مشکل را اصلاح کند، و علم میتواند به هر پرسشی پاسخ دهد.
هوش مصنوعی: در زمان محبت، با محبت رفتار کن و در زمان صبر، با صبر و آرامش برخورد کن.
هوش مصنوعی: در اینجا به ثمره تلاش و سختیهایی که فرد در دوران سختی و تنهایی خود میکشد، اشاره میشود. این شخص به قدرت فکر و انگیزه قوی خود اعتماد دارد و میداند که با تلاش میتواند مشکلاتش را پشت سر بگذارد و به هدفهایش دست پیدا کند. همچنین، به نوعی به امید و خوشبینی هم اشاره دارد که حتی در شرایط دشوار نیز میتوان به موفقیت رسید.
هوش مصنوعی: ای ستاره، چرا ستارهای مایه بخش نیستی؟ ای دریا، چرا دریا نماد بخشندگی نیستی؟
هوش مصنوعی: با تلاش آسمان، خوشبختی نصیب میشود و آفتاب بدون هیچ کاهشی نورش را میبخشد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسانی که نیکاندیش و نیکخواه هستند، شایستهی رهبری و سروری هستند، در حالی که افرادی که بدخواه و بدسگالاند، لیاقت و ارزشی برای برتری یافتن ندارند.
هوش مصنوعی: در هر زمانی از روز یا شب، یا در طول ماه و سال، نشانهای از تو وجود دارد و هیچ جایی خالی از آن نیست.
هوش مصنوعی: در دل همه مردم میتوان عشق تو را دید، آیا این محبت میتواند باعث بقا و دوام حکومت یا بهبود حال هر کسی شود؟
هوش مصنوعی: بخشیدن یک انسان بینقص، مانند جوادی است که هیچ نقصی ندارد و درخت بخشش را میپرورد. برعکس، بخشیدن یک شخص بزرگ و محترم، همچون کرمی است که بدون هیچ احساس خستگی و دلسردی، به دیگران کمک میکند.
هوش مصنوعی: ثبات پیمان مانند حالتی تصادفی است و سخاوت مانند وضعیتی متعادل.
هوش مصنوعی: بخشش تو به سالخوردگان به آنها زندگی دوباره میبخشد و خشم تو به شیران قدرت و شجاعت میدهد.
هوش مصنوعی: زندانیان در انتظار نجات روز و شب به سر میبرند و مانند تشنگانی هستند که به آب زلال و خنک نیاز دارند.
هوش مصنوعی: وقتی که به تو نزدیک شدم و به درگاه تو رسیدم، به مسیر و نشانهای که به سوی خوشبختی و سعادت منتهی میشود، پی بردم.
هوش مصنوعی: من نام و یاد تو را به روشنی و روشنی خورشید تکرار میکنم، همانطور که شعری خوب و برجسته است.
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانی در بیان، به طور طبیعی از معنا بیخبر است و در نهایت، به علت عدم توانایی در نظم کلام، در کمال نیز ناتوان است.
هوش مصنوعی: در شرق و غرب دنیا، زیبایی و جلوهای همچون عروسان به وجود میآید که روزها و شبها را زینت میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر نام تو در شعرم زنده بماند، حتی اگر خودم زنده نمانم، برایم اهمیتی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: عمر تو را چون نهالی میخواهم که در باغ افتخار و ثروت شکوفا شود و بزرگ گردد.
هوش مصنوعی: تو همچون جریانی هستی که به راحتی در هر جا نفوذ میکند و در مقام و جایگاه خود، بیهمتا و بینظیر هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنین زرد و نوان مانند نالی
نکردهستم غم دلبر غزالی
نه آنم من که خنبانید یارد
مرا هجران بدری چون هلالی
نه مالیده است زیر پا چو خوسته
[...]
نگر تا از بلای او ننالی
که گر نالی ز ناله بر محالی
الا تا بر زمین و بر حوالی
ز دیبا گسترد نیسان نهالی
مبادا گیتی از دو شاه خالی
ز شه بونصر و خسرو بوالمعالی
ز هر دو خصم پست و دوست عالی
[...]
مرا وقتی خوشست امروز و حالی
قدحها پر کنید و حجره خالی
که داند تا چه خواهد بود فردا
بزن رود و بیاور باده حالی
رهی دلسوزتر از روز هجران
[...]
بنانک مستعد بالنوال
و شأنک غالب فی کل حال
تو آن شاهی که اقلیم خرد را
خجسته طالع و فرخنده فالی
و امرک لو خصصت به الثریا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.