گنجور

غزل ۷

 
سعدی
سعدی » مواعظ » غزلیات
 

مقصود عاشقان دو عالم لقای تست

مطلوب طالبان به حقیقت رضای تست

هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست

محکوم حکم و حلقه به گوش گدای تست

بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک

شهری تمام غلغله و ماجرای تست

هر جا که پادشاهی و صدری و سروریست

موقوف آستان در کبریای تست

قومی هوای نعمت دنیا همی پزند

قومی هوای عقبی و ما را هوای تست

هر جا سریست خستهٔ شمشیر عشق تو

هر جا دلیست بستهٔ مهر و هوای تست

کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست

جاوید پادشاهی و دائم بقای تست

گر می‌کشی به لطف گر می‌کشی به قهر

ما راضییم هرچه بود رای رای تست

امید هر کسی به نیازی و حاجتی است

امید ما به رحمت بی‌منتهای تست

هر کس امیدوار به اعمال خویشتن

سعدی امیدوار به لطف و عطای تست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر