گنجور

حکایت شمارهٔ ۲۵

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت
 

ابلهی را دیدم سمین خلعتی ثمین در بر و مرکبی تازی در زیر و قصبی مصری بر سر. کسی گفت سعدی چگونه همی‌بینی این دیبای مُعْلَم برین حیوان لا یعلَمْ گفتم

قد شابه بالوری حمار

عجلا جسدا له خوار

به آدمی نتوان گفت ماند این حیوان

مگر دراعه و دستار و نقش بیرونش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

این بیت از قلم افتاده

بگرد در همه اسباب ملک و هستی او

که هیچ چیز نبینی حلال ، جز خونش

علی والی پور نوشته:

این بیت از قلم افتاده

بگرد در همه اسباب ملک و هستی او

که هیچ چیز نبینی حلال ، جز خونش

حمیدرضا ابراهیمی نوشته:

با توجه به مقایسه در گلستان های متفاوت از حضرت سعدی این عبارت از قلم افتاده است:
گفتم خطی زشت است که به آب زر نبشته است

کانال رسمی گنجور در تلگرام