گنجور

غزل ۸۳

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست

که راحت دل رنجور بی‌قرار منست

به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر

گرش به خواب ببینم که در کنار منست

اگر معاینه بینم که قصد جان دارد

به جان مضایقه با دوستان نه کار منست

حقیقت آن که نه درخورد اوست جان عزیز

ولیک درخور امکان و اقتدار منست

نه اختیار منست این معاملت لیکن

رضای دوست مقدم بر اختیار منست

اگر هزار غمست از جفای او بر دل

هنوز بنده اویم که غمگسار منست

درون خلوت ما غیر در نمی‌گنجد

برو که هر که نه یار منست بار منست

به لاله زار و گلستان نمی‌رود دل من

که یاد دوست گلستان و لاله زار منست

ستمگرا دل سعدی بسوخت در طلبت

دلت نسوخت که مسکین امیدوار منست

و گر مراد تو اینست بی مرادی من

تفاوتی نکند چون مراد یار منست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » نسیم وصل » ساز و آواز همایون (نسیم سحر)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جواد یاوری نوشته:

به نظر شما “بینم” در بیت سوم چقدر اضافه است؟

مهدی نورانی نوشته:

الحق و والانصاف که بیخود نیست به سعدی میگویند شیخ اجل.
به دوستاران سعدی توصیه میکنم که این شعر را با صدای استاد شجریان در کاست در سوگ بم حتما گوش کنند. لذت شعر ۱۰۰برابر میشود

عماد نوشته:

در جواب جواد یاوری:

«معاینه دیدن» در آغاز حشو به نظر میآید. اما این گونه نیست. اگر به معادل امروزی اش برگردانیم چیزی میشود شبیه به این که: اگر با چشم خودم ببینم….
بدیهی ست که دیدن با چشم است اما این ساختار برای تاکید به کار میرود.

امین نوشته:

بنده نیز توصیه اکید میکنم حتما “ساز و آواز” همایون شجریان رو در آلبوم نسیم وصل که با همین شعر زیبا خوانده شده است را گوش دهید.

رضا نوشته:

در ادبیات فارسی قدیم به دخترک زیبارو و لطیف و نهیف معاینه خطاب می شده است. حال با توجه به این تعبیر منظور بیت مشخص است. سعدی می گوید:
اگر آن نگار زیبا و دل فریب از من تقاضای جان کند من از وی دریغ نمی کنم و جان را نثار وی می کنم چرا که در مرام سعدی دوست و معشوق و خواست آنها در اولویت است، همجنین بیت آخر تضمینی بر این تعبیر است

امین کیخا نوشته:

رضا جان آن مایینه است نه معاینه و در لری هنوز کاربرد دارد و برابر مادینه می باشد .

شمس الحق نوشته:

دکتر کیخای عزیز!
جسارت حقیر را ببخشید که در نقش شاگردی در محضر استاد پرسشی دارم که عین الیقین شما در لغت شناسی مهتر مردمانی ، اما آیا مقصود سعدی از “معاینه بینم” آن نیست که بچشم ببینم و از روبرو عیناً ببینم و بعینه ببینم ؟
البته اگر این را تصدیق بفرمایید که عین یعنی چشم و عینک از این ریشه است .

شمس الحق نوشته:

آقا رضا ی عزیز سلام بر شما !
آیا حضرتعالی قبل از فرمایش در محضر عام نباید نگاهی به فرهنگ لغت بیفکنید و غیر از آن اینگونه با اعتماد بنفس و مطمئن و با یقین سخن گفتن را کجا آموخته اید . طرفه آنکه آیا لازم ندیدید مثالی و شاهدی بر اینکه در ادبیات قدیم به دخترک زیبا چه اطلاق میشده بیاورید . آیا تا کنون نشنیده اید که فلان کس قصد جان فلان کس را کرد یعنی آنکه میخواست او را بقتل برساند وبکشد نه اینکه از او تقاضای جان کند ، ملاحظه میفرمایید که معنی شعر به هیچ رو مشخص نیست و آنچه شما فرمودید صواب نیست برادر من . معنی شعر بسادگی اینست که : اگربچشم ببینم که مرا میخواهد بکشد ، جانم را از دوستان دریغ نمیکنم و اصلاً صحبت از نگار زیبا و دلفریبی درکار نیست وآخراینکه شما کجا دیده اید که درمرام سعدی چه چیز در اولویت است لطفاً بفرمایید تا ما هم بدانیم . و بالاخره اینکه بیت آخر به هیچ عنوان تضمینی بر آن تعبیر نیست که اصلاً ربطی به آن ندارد .
این بیت را هم سعدی فرمود و پیشنهاد میکنم آویزۀ گوش خود قرارش دهید :
نخست اندیشه کن آنگاه گفتار + که نامحکم بود بی اصل دیوار

رضا نوشته:

با سلام خدمت جناب شمس الحق عزیز، صحبت شما کاملا متین و منطقی هست ولی باور بفرمایید این رضایی که این نظر رو داده یکی دیگه هست و من نیستم، گفتم یه وقت سوتفاهم نشه

امین کیخا نوشته:

شمس الحق البته که درست می فرمایید . لغزشی در جابجاگیری یک لغت بومی ( محلی) بود من ان را روشن کرده بودم و شما البته درست می گویید .

رشیدی یاسوج نوشته:

اساتید گرامی در بیت دوم به خواب درنرود منظور سعدی از خواب بیدار نشدن است یا اینکه به خواب نرود است

رشیدی یاسوج نوشته:

ضمنا اگر سعدی میدانست که همایون شجریان به این زیبایی شعرهایش را میخواند یقینا خیلی بیش از این میسرود

دکتر ترابی نوشته:

خوشبختانه گرفتاری معاینه کردن و شدن و به معاینه دیدن و معاینه دیدن شیخ برای دوستان بر طرف شد.

برای من اما، داستان عینک مانده است به گمانم آیینک بوده است و معرب کنندگان آنرا
عینک کرده اند ( آیینک آینه کوچک است. و عینک چشم کوچک که هیچ از چشم بزرگتر هم می باشد.)

علی نوشته:

در باره بیت دوم و کلمه معاینه : من نمیدونم این و بگم یا نگم چون از روی عقل نیست یه چیز حسی وقتی با آواز اینو می خونم با اینکه هر دفعه سعی می کنم درست بخونم و “معاینه” بگم ولی می خونم “هر آیینه” یا “هراینه” ولی به معنی “هر لحظه” یا “همان لحظه” در مورد دوستمونم که بخواب در نرود پرسیدن معنی کل مصرع “تمام عمر خوش سانسی و بخت و اقبال همراه من است یا به خواب نمیره” و مصرع دوم ” که معلومه”

رهی نوشته:

واقعا با صدای همایون عزیز زیبایی شعر چند برابر می شود.

حبیب نوشته:

دوستان درباره بیت دوم که جای مناقشه گردیده است کاملا مشهود است که هیچ حشو یا تغلیق معنایی در آن دیده نمی شود چرا که «معاینه بینم» در معنی اگر به عینه ببینم، اگر برایم مسجل شود… می باشد چرا که در مصرع دوم همین بیت کلام خود را کامل می کند که اگر برایم مسجل شود که جان از من می طلبد آنرا در راه معشوق مضایقه نخواهم کرد

شمس الحق نوشته:

از جناب حبیب بخاطر تأیید عرایض حقیر تشکر میکنم و از آقا رضا یک میلیون مرتبه عذرخواهی که لحن سخنم گستاخ و بی ادب بود ، در آن دوران نابسامان از این قبیل عرایض زیادست که بخاطرشان از همگان عذرخواهی میکنم .

شمس الحق نوشته:

دکتر کیخای عزیز حقیر همچون جناب دکتر ترابی این مسئله عینک برایم ماند که ماند ، کهتر نوازی کنید که اگرچه دکتری این کمترین از آن دکتری ها نیست که بقول استاد مرحوم مان دکتر باستانی پاریزی ” از آن دکتری ها نیست که آدمها دارند” [ آخر ایشان خود دکتر در تاریخ بود و دل پری از این بابت داشت ]

امین کیخا نوشته:

عینک گویا آیینک بوده است یعنی آیینه ی کوچک این نظر کسروی در مجله پرچم بوده است به نظر هم درست می نماید . اما عینک به معنای چشم کوچک نیم فارسی و نیم عربی کمی دورتر از ذهن به نظر می اید تا به بهدید شما چگونه باشد .

شایق نوشته:

با سلام دوستان گرامی لغت معاینه هم اکنون نیز در اصطلاحات حقوقی بکار میرود وقتی قاضی از کارشناش می خواهد محل منازعه در اختلافات ملکی را بررسی نماید می نویسد محل را معاینه کرده گزارش نمایید یعنی با چشم ببینید

خسرو نوشته:

با اجرای بی نظیر همایون شجریان..حتما گوش کنید

کاظم نوشته:

با عرض سلام. به نظر بنده که معاینه به دو معنا به کار رفته است: یکی همان با چشم دیدن که دوستان اشاره فرمودند و دیگری مطمئن شدن هستش. یعنی اگر مطمئن شوم که قصد جانم را دارد که یکی از راه های مطمئن شدن نیز همان مشاهده با چشم است. شنیدن کی بود مانند دیدن.

احسان نوشته:

حرف ک در انتهای کلمات فقط جهت تصغیر بکار نمیرود بلکه برای امور دیگر از جمله تحبیب و تشبیه کاربرد دارد. در انتهای عینک هم از باب تشبیه بکار رفته همانطور که کاف سمعک نشانه تصغیر نیست. آیینک دیگر چیست و از کجا امده؟ ضمن اینکه آیینه هم غلط و آینه درست است

محمد نوشته:

دوستان ادب دوست واضح است که معاینه دیدن معنای تأکید دارد وبا چشم خود دیدن معنی می دهد یکی از زیباییهای این غزل همین کلمه زیبای شاعرانه است که استاد شجریان هم با زیبایی این کلمه را می خواند

7 نوشته:

http://tiny.cc/3ofphy
همایون شجریان

7 نوشته:

اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
به جان مضایقه با دوستان نه کار منست

معاینه در تصوف به کشف و شهود اشاره دارد.
ولی به نظر من در اصل (هرآینه) درست میباشد.یعنی بی گمان حتی ببینم میخواهد مرا بکشد نه نمیگویم

نادر نوشته:

دوستان ارجمند، این غزل پرشور را بشنوید با آواز ابوعطای زنده یاد قمرالملوک وزیری ..

نادر.. نوشته:

و همچنین بازخوانی زیبای آن توسط پری ماه عزیز..
http://dl.melodyfars.ir/Album/Parimah%20-%20Nasime%20Sahar/Parimah%20-%20Nasime%20Sahar/07%20Avaz%20Abooata.mp3

مهناز ، س نوشته:

گرامی نادر..
شنیدم ، ممنون ، بسیار دلنشین بود
دو جا خطای لفظی داشت که در زیبایی آواز گم شده .
مانا باشید

کوه کن نوشته:

با عرض سلام خدمت همه ی دوستان … به نظر می رسد ، مصرع دوم بیت دوم ” گرش به خواب نبینم … ” درست است . ….. چون اگر یار در خواب دیده شود تمایل به خوابیدن و دیدن یار مطلوب تر است . معنی شعر نیز به نظر من شیواتر و دلنشین تر خواهد شد ……. تا نظر اربابان سخن چه باشد …….

امیرعباس نوشته:

مایینه یا آیینه بین یا پیشگو هست که اگر پشگو بگویید که قصد جان من را کرده باشد بازم جان را برای دوستم میدهم

کانال رسمی گنجور در تلگرام