گنجور

غزل ۷۱

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

برادران طریقت نصیحتم مکنید

که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگ است

دگر به خفیه نمی‌بایدم شراب و سماع

که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است

چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم

مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است

به یادگار کسی دامن نسیم صبا

گرفته‌ایم و دریغا که باد در چنگ است

به خشم رفتهٔ ما را که می‌برد پیغام

بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است

بکش چنان که توانی که بی مشاهده‌ات

فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است

ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق

سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگ است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

یونس دردشتی » آوازهای یونس دردشتی ۳ » زابل، حصار و فرود

یونس دردشتی » آوازهای یونس دردشتی ۳ » مخالف و فرود

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین یوسفی فضل نوشته:

باسلام و احترام

به نظر میرسد بیت سوم اینطور صحیح تر باشد:

دگر به خفیه نمی بایدم شراب و سماع…

(یعنی: دیگر نباید پنهانی نوشید و در سماع آمد)

باسپاس، یوسفی فضل

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

دکتر ترابی نوشته:

افرین بر تیز بینی جناب یوسفی ، چه بخفته شعر را از معنا می اندازد. در خفا نمی بایدمان نوشید که نیک نامی ننگ ماست.
ما در خانه بروی غیر ببستیم از همه …….

احسان نوشته:

سلام . به خشم رفته مارا که می برد پیغام یعنی چه ؟

سعید نوشته:

یعنی چه کسی پیام مارا به آنکه با خشم و کین از ما برید و رفت میرساند.

وشایق نوشته:

باسلام ( دگر بخفیه نمی بایدم شراب و سماع که نیک نامی در دین عاشقان ننگ است ) نظر دوستان در مورد لغت خفیه قطعا صحیح می باشد سعدی می خواهد صوفی بودنش را اشکار کند در همه دوران تصوف و هم اکنون برخی از فقها اهل تصوف را مسلمان نمی دانسته و انها را نجس اعلام کرده اند و خون و مالشان را مباح دانسته اندبنابراین اغلب صوفیه مجبور بوده و هستند که صوفی بودن خود را مخفی نگاه دارندکه البته کاری است بسیار مشکل و عشق انها را رسوا میکند ( هزار جهد بکردم که سر عشق ببوشم نشد میسرم بر سر اتش که نجوشم ) بنابراین سعدی می گوید هر چه بادا باد (از نام چه برسی که مرا ننگ ز نام است از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است )

مسعود سعیدی نوشته:

به صوفیان میگوید مرا نصیحت نکنید ، که راه شما راه دیگری ست
که من عاشقم ، شراب و موسیقی ، ساقی و آوای چنگ راه مرا از شما جدا کرده ،
که من عاشقم
که دین عاشقان نیک نامی را ننگ میداند

وشایق نوشته:

با سلام و سلام خاص خدمت جناب سعیدی عزیز تاریخ و اثار سعدی گواهی میدهد که او یکی از صوفیان بزرگ است و خود او مرشد راه بوده و دیگران را در سیر و سلوک دستگیری می کرده بنابراین شعر او با سیره او مخالف نیست و اگر جایی ظاهرا مخلفتی دیدیم باید ان شعر را تاویل و تفسیر کنیم با درود فراوان بر شما

کانال رسمی گنجور در تلگرام