چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است
که آستانه بیابان و گام فرسنگ است
به جان در تن مفلوج گشته می مانم
که در برآمدنم رنج و ماندنم ننگ است
رگ روان بگدازد چو گریه گرم شود
شراره در دل فولاد و قطره در سنگ است
به دامن دل پاک تو داغ تو نرسد
ز بس گریسته ام خون دیده بی رنگ است
دلم ز صورت کارم غریق اندوهست
که عکس طلعت زنگی بر آینه زنگ است
به گردش مه و خورشید طعنه ها دارم
به بخت خویش زیانکاره بر سر جنگ است
غریب نقش خیالی بر آب زد دیده
بجز خدای که داند که این چه نیرنگ است
نوا به گوشت اگر مختلف رسد چه عجب
که یک ترانه ما در هزار آهنگ است
سخن به ذوق بود در مذاق بنشیند
به صفحه کلک «نظیری » چو زخمه بر چنگ است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است که در میان تضادها و دردهای وجودی خود گرفتار شده است. او از ننگ خروج از خانه و احساس خفقان در وجودش سخن میگوید و خود را در وضعیتی میبیند که حتی گریه کردن بر او سخت است. شاعر به دلتنگیها و اندوههایش اشاره دارد و بیان میکند که داغ از دست دادن محبوبش بر دلش سنگینی میکند. او در تلاش است تا از قید و بندهای زندگی رهایی یابد، اما هر بار بیشتر در درد غوطهور میشود. همچنین، دوری از زیبایی و آرامش، او را به تفکر درباره سرنوشت و بختش وا میدارد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که اگرچه پیرامونش پر از فراز و نشیبهای زندگی است، اما هنوز هم به ذات خود و هنر خود وفادار است.
هوش مصنوعی: وقتی از خانه خارج شدم، به قدری این کار برایم خجالتآور است که گویی برای ورود به بیابان و پیمودن مسافتی طولانی آمادهشدهام.
هوش مصنوعی: من با کمال بیپروایی به زندگی ادامه میدهم، زیرا اگر از این وضعیت خارج شوم، رنج سختی را تجربه میکنم و ماندن در این حالت، برایم عیب و ننگی خواهد بود.
هوش مصنوعی: وقتی که احساسات عمیق و واقعی به جوش میآید، مانند اشکهایی که گرم میشود و در دل یک فولاد سخت آتش به پا میکند، نشاندهنده این است که حتی کوچکترین احساسات میتوانند تأثیر زیادی بر چیزی سخت و مقاوم بگذارند، مانند قطرهای که میتواند سنگ را نرم کند.
هوش مصنوعی: دلی که پاک و بیآلایش است، دیگر تحمل درد و رنج تو را ندارد. من آنقدر برای تو اشک ریختهام که خون چشمانم دیگر رنگی ندارد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر کارهایم غرق در اندوه است، زیرا نمایان شدن چهرهام در آینه، مانند تصویر یک زنگی در آینه زنگزده است.
هوش مصنوعی: من به سرنوشت خود معترض هستم و احساس میکنم که در نبرد با آن، ضرر کردهام، چرا که چرخش ماه و خورشید، نشان از ناپایداری و بیثباتی زندگیام دارد.
هوش مصنوعی: چشمانم تصویر عجیبی را بر روی آب ترسیم کرد که تنها خداوند میتواند بفهمد این چه نوع فریبی است.
هوش مصنوعی: اگر نواهای مختلفی به گوش تو برسد، شگفتی ندارد که یک آواز ما در هزار لحن و رنگ مختلف باشد.
هوش مصنوعی: گفتار زیبا و دلنشین مانند طعمی خوش در دهان است که بر صفحه کاغذ مانند نواختن یک ساز مینشیند و اثرگذار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پناه و قدوه شاهان عصر نصرت دین
تویی که خاک درت کیمیای فرهنگ است
به گرد موکب قدرت نمی رسد گردون
که در میانه مسافت هزار فرسنگ است
به ساعتی شکند رُمح تو طلسم عدو
[...]
رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
به زیر هر خم زلفش هزار نیرنگ است
کرشمهای بکند، صدهزار دل ببرد
ازین سبب دل عشاق در جهان تنگ است
اگر برفت دل از دست، گو: برو، که مرا
[...]
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است
دگر به خُفیه نمیبایدم شراب و سماع
[...]
کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است
چه نقش بندی از اندیشه ای که بی عشق است
چه روی بینی از آیینه ای که در زنگ است
هزار پاره کنم جان مگر که در گنجد
[...]
مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است
ز کعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است
دلم ضعیف و ز هر سو ملامتی چه کنم
که شیشه نازک و هر جا که می روم سنگ است
مکن به حلقه ما ذکر رشته تسبیح
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.