گنجور

غزل ۷۰

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای که از سرو روان قد تو چالاکترست

دل به روی تو ز روی تو طربناکترست

دگر از حربه خونخوار اجل نندیشم

که نه از غمزه خونریز تو ناباکترست

چست بودست مرا کسوت معنی همه وقت

باز بر قامت زیبای تو چالاکترست

نظر پاک مرا دشمن اگر طعنه زند

دامن دوست بحمدالله از آن پاکترست

تا گل روی تو در باغ لطافت بشکفت

پردهٔ صبر من از دامن گل چاکترست

پای بر دیده سعدی نه اگر بخرامی

که به صد منزلت از خاک درت خاکترست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

وشایق نوشته:

( دگر از حربه خون خوار اجل نندیشم که نه از غمزه خونریز تو ناباکترست ) یکی از مسایلی که همواره ذهن بشر را به خود مشغول کرده است مساله مرگ است انسان همیشه به این فکر بوده که بعد از مرگ چه اتفاقی می افتد ایا بطور کلی نابود میشود و از صفحه هستی حذف می گردد یا همانطور که ادیان الهی توضیح داده اند انسان حیات جدیذی را اغاز میکند که کاملا بستگی به منش و روش او در این دنیا را دارد یهر حال همواره بشر از مرگ ترسیده و ناچارا تسلیم مرگ شده است عرفا تلاش کرده اند به دیگران بفهمانند که مرگ نه نتها ترس ندارد بلکه میتواند از عسل نیز شیرینتر باشد اما شرط ان اینست که قبل از مرگ طبیعی انسان به مرحله مرگ ارادی برسد و خلاصه معنی مرگ ارادی اینست که انسان خود و اختیار خود را کاملا در اختیار خدا بگذارد و فانی در وی شود که البته برای رسیدن به این نقطه باید تحت نظر راهنمای کامل به سیر و سلوک ببردازد و اگر شخصی به این مرحله برسد و فنا گردد دیگر نه تنها از مرگ نمی ترسد بلکه ممکن است ارزوی فرا رسیدن انرا داشته باشد تا زودتر به وصال یار رسد

وشایق نوشته:

با سلام از دوستان عذر میخواهم که در نوشتار قبلی سلام را فراموش کردم با درود به همه دوستان

کانال رسمی گنجور در تلگرام