گنجور

غزل ۵۶

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای کآب زندگانی من در دهان توست

تیر هلاک ظاهر من در کمان توست

گر برقعی فرونگذاری بدین جمال

در شهر هر که کشته شود در ضمان توست

تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب

کاین مدح آفتاب نه تعظیم شان توست

گر یک نظر به گوشهٔ چشم ارادتی

با ما کنی و گر نکنی حکم از آن توست

هر روز خلق را سر یاری و صاحبیست

ما را همین سر است که بر آستان توست

بسیار دیده‌ایم درختان میوه‌دار

زین به ندیده‌ایم که در بوستان توست

گر دست دوستان نرسد باغ را چه جرم

منعی که می‌رود گنه از باغبان توست

بسیار در دل آمد از اندیشه‌ها و رفت

نقشی که آن نمی‌رود از دل نشان توست

با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی

ای دوست همچنان دل من مهربان توست

سعدی به قدر خویش تمنای وصل کن

سیمرغ ما چه لایق زاغ آشیان توست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

کاب همان که اب است سر هم نوشته شده است اما کاب به معنی استخوان قاب است و فارسی است و عربی کعب هم از ان است و دلیل ان این است که در انگلیسی به مکعب کردن اعدادcubeمی گویند که همان کاب است

امین کیخا نوشته:

به پهلوی هلاک را هولک می گفته اند و هلاک از هولک است

رضا سعدی نوشته:

بسیار دیده‌ایم درختان میوه دار

زین به ندیده‌ایم که در بوستان توست

۱/درختان میوه‌‌‌‌دار بسیاری دیده‌ایم اما هیچکدام از میوه حسن تو که در بوستان جمالت حاصل آمده بهتر نبوده است
۲/ درختان میوه دار بسیاری دیده ایم، اما در هیچ کدام این میوه «به» را که بر صورت توست ندیده ایم

شایق نوشته:

با سلام ( گر دست دوستان نرسد باغ را چه جرم منعی که میرود گنه از باغبان توست ) اگر مردم به عشق خدا نمی رسند و نمی توانند از لذتهای عاشقی استفاده کنند بخاطر معشوق نیست که او در اوج کمال و زیبایی است و این بوستان میوه های عالی و خوشمزه فراوان دارد اما باغبان مانع دسترسی همه افراد به این باغ است این باغبان کیست ؟ شیطان و نفس اماره . شیطان در همان روز ازل به خدا قسم خورد که همه بندگان او را در ذنیا فریب می دهد الا بندگان مخلص خدا را که امکان تسلط به این بندگان را نداردولی اکثریت را می تواند فریب بدهد با ثروت با فقر با شهوت با غرور و خود خواهی و …. همه اینها مانع رسیدن به ان باغ است بنابراین هم تلاش ما نیاز است تا از این قیود دنیوی برهیم و هم لطف خداوند باید شامل حالمان شود که اگر چنین شود رستگار خواهیم بود

ایزدجو نوشته:

به در اینجا صفت تفصیلی یا عالی ست صفت برتر هم گفته میشود
و معنی بهتر میدهد
به مقتضای شعر ، ت و ر حذف شده

ایزدجو نوشته:

بابا خیلی مثال جالبی زدی
مانمیدونستیم خدا یه بوستانی دارد که میوه های عالی و خوشمزه فراوان دارد اما باغبان مانع دسترسی همه افراد به این باغ است و این باغبان شیطان است
پس معلومم شد که هرچه میوه ی عالی و خوشمزه درین دنیاست حاصل دسترنج و باغبانی جناب ابلیس است
ابلیس جان تو چه نازی خدا حفظت کند

شایق نوشته:

با سلام وسلام ویژه خدمت دوست گرامی خدا تا دنیا بباست شیطان را حفظ میکند تا هر کسی دستش به ان میوه ها نرسد برای چیدن ان باید شیطان و نفس خودمان را غافلگیر کنیم و وارد باغ بشویم

ایزدجو نوشته:

عزیزم ، تا تو شیطان را دور می زنی ، که دستت به میوه های باغ برسه ، ما اینجا از همین میوه هایی که خدا آفریده میخوریم
آخه میوه هایی که حاصل دسترنج شیطان باشه به مذاق ما نمی سازه

وشایق نوشته:

با سلام و سلامی دو باره به سرور گرامی جناب ایزد جو تمام ۱۲۴۰۰۰ بیامبر و تمامی عرفا من جمله عطار . مولوی . شبلی . جنید . خرقانی . شاه نعمت الله . سعدی . حافظ و …. حرفشان همین است که ما خود را مشغول میوه های این دنیا نکنیم و به دنبال سازنده میوه ها بگردیم شیطان نگهبانی میدهد مبادا به اصل مطلب برسیم ما را سرگرم میکند که به ان طرف برده نگاهمان نیفتد و همه انبیا و عرفا زور میزنند ما انطرف را ببینیم و به جستجوی ایزد باشیم خدا توفیق چنین کاری را به همه ما عنایت بفرماید انشاالله

ایزدجو نوشته:

آسمان و ریسمان بافی نکن شایق جان
۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ؟
پس با یک حساب سرانگشتی که درکتاب مقدس عمر زمین شش هزار سال اومده و تمام ادیان سامی هم از حمورابی گرفته شده که الواح آنها در موزه لوور نگهداری میشود باید هر کمتر از بیست روز یک پیغمبر از طرف خداوند بر مردم نازل شده باشد
باور کنم؟
حافظ و سعدی هم که خودشون مشغول میوه های این دنیا بوده اند
حافظ: آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
میفرماید: آن شراب تلخی { همان عرق سگی } که صوفیان مادر همه ی مفاسدش میخوانند برای من از بوسه دختران باکره گواراتر و شیرین تر است
بیزاری از دنیا را میبینی؟
سعدی: ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست
در پای لطافت تو میراد
هر سرو سهی که بر لب جوست
نازک بدنی که می‌نگنجد
در زیر قبا چو غنچه در پوست
مه پاره به بام اگر برآید
که فرق کند که ماه یا اوست؟

بند دیگر

ای روی تو آفتاب عالم
انگشت نمای آل آدم
احیای روان مردگان را
بویت نفس مسیح مریم
بر جان عزیزت آفرین باد
بر جسم شریفت اسم اعظم
محبوب منی چو دیدهٔ راست
ای سرو روان به ابروی خم
دستان که تو داری از پریروی
بس دل ببری به کف و معصم
تنها نه منم اسیر عشقت
خلقی متعشقند و من هم
شیرین جهان تویی به تحقیق
بگذار حدیث ما تقدم

ناگاه معشوق را برملا میکند

آن برگ گلست یا بناگوش
یا سبزه به گرد چشمهٔ نوش
من ماه ندیده‌ام کله‌دار
من سرو ندیده‌ام قباپوش
و در بند دیگر
ای چون لب لعل تو شکر نی
بادام چو چشمت ای پسر نی
{شاید منظوراز پسر غلمان بهشت باشد ، فکر بد نکنید}
وز وصل تو ذره‌ای ثمر نی
آوازهٔ من ز عرش بگذشت
وز درد دلم تو را خبر نی
از رفتن من غمت نباشد
از آمدن تو خود اثر نی
باز آیم اگر دهی اجازت
ای راحت جان من، و گر نی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهٔ کار خویش گیرم
میوه های حافظ و سعدی هم همین ها بوده

وشایق نوشته:

سلام دوست عزیز جرا عصبانی میشوی بگذار ما اسمان و ریسمان ببافیم و شمادوست گرامی نطرات خود را بیان بفرما نه از عقیده من دنیا به بایان میرسد و نه بیان عقاید شما لطمه ای به جایی می زند دوستان دیگر نیز بهرحال یکی از این دو را انتخاب میکنند این نه اول اختلاف است نه بایان ان در طول تاریخ بوده و ادامه خواهد داشت ( گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش میگویم بعد از من گویند به دورانها )

ادب دوست نوشته:

در باره‌ی ۱۲۴۰۰۰۰ پیامبر ، از آنجا که تنها آخرین ( حضرت ختمی مرتبت ص ) بر قومی جز قوم یهود مامور شده اند ، برای یهودیان کم و بیش هر دو هفته پیغمبری فرستاده است و آنان هنوز ایمان نیاورده اند!!!! رستگار شده اند ؟؟؟

یک نفر نوشته:

بویژه باور اینکه خدای عادل و مهربان در آن روزگاری که ارتباطات بسیار ضعیف بود ( همین صد سال پیش گاهی سفری از تهران به تبریز هفته ها طول میکشید ) ، چگونه چنین بی عدالتی را بر ساکنین قطب شمال یا اینکاها در پرو روا داشته و آنانرا از موهبت پیامبران بی نصیب داشته و همه الطاف بی دریغش را شامل حال مردم خاور میانه کرده است تا از آن پس به نام دین و عقیده سالیان متمادی بیرحمانه ترین جنگ های تاریخ بشر از جمله جنگ های صلیبی را رقم بزنند ؟!
حتی باور اینکه خداوند انسانی که در جزیره ای متروک بدو موهبت زیستن عطا کرده را از یک نیاز حقیقی و ضروری محروم کند برایم دشوار است .

ایزدجو نوشته:

برای شما دشوار و برای من غیر قابل قبول و غیر قابل هضم
که خداوند یکجا بنشیند و با سر انگشت با زندگی آفریدگان خود
بازی کند
به قول اینشتن که گفت من خدای اسپینوزا را قبول دارم ، خداوند تاس بازی نمیکند
من نیز بر همین عقیده ام
ما با خیالات خود خدایی ساخته ایم که با آفریدگار حقیقی یکی نیست
خدای ما شامورتی باز است
خدای ما پارتی بازی میکند
خدای ما بازیچه ایست در دستان ما تا هر جوری بخواهیم همانطور عمل کند
خدای ما قوانین لایتغیر نظام طبیعت را نادیده میگیرد
خدای ما تمام شخصیت و توانایی های ما را گرفته تا برای ذره ای باز پس گرفتنش به آهنها قفل ببندیم به مرتاضان متوسل شویم شفاعت بخواهیم
رمالها را واسطه قرار دهیم
بله این خدا
انسانی که در جزیره ای متروک بدو موهبت زیستن عطا کرده را از یک نیاز حقیقی و ضروری محروم میکند
پاینده باشید

وشایق نوشته:

با سلام وسلام به سروران گرامی در نوشتار شما مطالبی امده که تک تک ان نیاز به توضیح دارد این فقیر به برخی اشاره میکنم ۱ - دوست عزیز فرموده اند بنام دین چه کشتارهایی که صورت نگرفته این مطلب کاملا درست است و متاسفانه از دین سو استفاده شده و میشود و مستمسک برخی قرار می گیرد تا هر کاری بخواهند انجام دهند جنگهای فعلی بین مسلمانان و در گیریهای قبلی بین مسیحیان انسانهای بسیاری را به خاک و خون کشیده و می کشد سنی با کشتن شیعه خود را در بهشت میبیند و شیعه نیز کشتن سنی را عین ثواب میداند و همه اینها متاسفانه از برداشتهای غلط از دین و یا سو استفاده از ان ناشی میشوداما این کشتار فقط در دنیای ادیان نیست هیتلر بنام نژاد برتر دنیا را به خاک و خون کشید استالین سه میلیون نفر را بنام بی خدایی به جوخه های اعدام سبرد امریکا ژابن را بنام دنیای سرمایه داری نیست و نابود کرد و …. بنایراین نمی توان بخاطر جنایات بشر و نفسانیات او دین را متهم کرد و اتفاقا عرفا و من جمله سعدی تلاش میکنند این نفس جانی انسان را از او بگیرند تا انسان جز صلاح چیزی برای بشریت نخواهد ۲- جناب ادب دوست نفرمودند که ایا با نفس بودن بیامبران مخالفنند یا با تعداد انها و ایا خدایی را قبول دارند یا نه که اگر این مسایل روشن شود بهتر قابل بحث است چون اگر با تعداد انان مخالف باشند و اصل وجود رسولان از طرف خدا را قبول کنند مساله تعداد براحتی حل میشود چون هم توجیه عقلایی دارد و هم قابل چانه زنی و در غیر این صورت ایشان باید روشن نمایند که با خدا مشکل دارند یا معتقدند خدا بیامبری نفرستاده که هر دو قسم این قضیه بحثهای مربوط به خود را می طلبد ۳- اما جناب ایزد جو دوست گرامی این فقیر بر یک مساله بافشاری دارم که یا به ان دقت نکرده اید یا عمدا دقت نمی کنید و ان اینکه در این دنیا یک سری اتفاقاتی می افتد که با قوانین بقول شما لا یتغیر فیزیک در تضاد است من کاری به درست یا غلط بودن ان ندارم بلکه تاکید میکنم ان که قفل به اهن میبنند و سرطانش خوب میشود و ان که در ارتفاع می نشیند یا انکه جلوی بتی به زاری می گرید و به خواست خود هم میرسدو یا ان مردی که بیش از سی کیلو وزن ندارد ولی کامیون ده تنی از رویش رد می شود و بدنش نه تنها له نمی شود بلکه خش هم بر نمیدارد و یا خوابهایی که افراد می بینند و عینا ان خواب در بیداری اتفاق می افتد و مسایل فراوانی از این قبیل اینها به هیچ عنوان با قوانین فیزیکی قابل توجیه نیستند و ناچارا قوانین متافیزیک بر انها حاکم است اگر شما میتوانید با قوانین فیزیک این مسایل غیر قابل انکار را توجیه کنید بفرمایید ما هم استفاده میکنیم و اینها ربطی به اینکه شما یا دیگران اعتقادات خود را انتخاب کنید نداردو مطلب دیگر اینکه مسلم بدانید هیچکس به کنه خدا نمی تواند بی ببرد و هر کس مطابق با اطلاعات و عقاید خود خدایی دارد چنانچه شما نیز خدای انیشتن را انتخاب نموده اید من و شما نمی توانیم برای دیگران تکلیف معین کنیم انها خود عقل دارند و راه خود را میروند ما تنها کاری را که می توانیم انجام دهیم اینست که عقاید خود را بیان کنیم انتخاب با دیگران است ( لا اکراه فی الدین ) هیچ اکراه و اجباری در دین نیست

ناشناس نوشته:

سلام…شایق شما خیلی حوصله داری…دوست عزیز نمی خواد جواب چند تا ابله رو بدی…قران می گه ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم وعلی ابصارهم…هر کسی می تونه نظر خودشو اعلام کنه به کسی هم مربوط نیست…

ناشناس نوشته:

عجب !
برخی برای اثبات حقانیت قرآن از آیه های خود قرآن استفاده میکنند .

وشایق نوشته:

با سلام وسلام ویژه خدمت ناشناس عزیز دوست عزیز سعی کنیم عبارات توهین امیز بکار نبریم همه تلاش سعدی و دیگر عرفا اینست که با همدیگر مهربان باشیم به هر حال هر کسی عقیده ای دارد می گویند ابوالحسن خرقانی ( یکی از عرفای بزرگ )بر سر در خانقاه نوشته بوده ( هر کس به این جایگاه امد نانش دهید و از ایمانش مبرسید کسیکه در درگاه الهی به جان ارزد نزد ابوالحسن به نان ارزد ) بنابراین از اظهار نظر دیگران باید با اغوش باز استقبال کرد و هر چه اطهار نظرات شفاف باشد سخن منطقی اثر خود را خواهد گذاشت( حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم )

مسلم نوشته:

سلام دوستان بحثاهای رو پیش می کشند که هم بی اعتقدای خودرا نمایان می کنند هم درک ابیات رو سعدی و حافظ بارها عشق واحد رو اشاره کرده است و دربیشتر موارد مخفیانه و درپرده ابیاتی رو به خدا می گفتند که بارها دکتر الهی قمشه ای به زیبایی بیان کرده است درمورد پیامبران هم زمانی بوده که چند پیامبر باهم بودند مثل حضرت ابراهیم اسماعیل و لوط و درزمانی دیگر حضرت یعقوب درتفسیر المیزان بنی اسرائیل دریک روز هفتادپیامبرراشهید کردند وهمه اولوالعزم نبودند وپیروی می کردند درقرآن بارها اشاره شده است که برای هرقومی هدایت گری بوده است و یکی از دین شناسان رابرت هیوم در کتاب ادیان زنده جهان می گوید: در تاریخ بشر هرگز قبیله ای وجود نداشته که به گونه ای دین نداشته باشد. وی می گوید: دین وجه امتیاز اصلی بشر (با حیوانات) است. طبیعتا باید میان ادیان زنده جهان و دین هایی که امروزه از بین رفته اند فرق گذاشت. وی می گوید: آسیا محل تولد تمام ادیان زنده جهان است. اما از تعدادی از ادیان مرده در بقیه نقاط جهان نام می برد که نشان می دهد انبیا به عنوان دارندگان دین الاهی در همه مکان هایی که انسان هایی زندگی کرده اند وجود داشته اند. وی می گوید: “… ادیان مصر قدیم در افریقا، ادیان مکزیک و پروی باستان در امریکا و ..

ناشناس نوشته:

وشایق جان
بنده با حضرتعالی در مواردی هم عقیده نیستم .
ولی شما اقلا نشان دادید که از ظرفیت لازم برای شنیدن و اندیشیدن درباره یک صدای مخالف برخوردارید .
و به زینت ادب آراسته اید .
و این گامی بسیار بزرگ به سوی کمال است .
زمانی که متکلمین بحث و جدل های فلسفی فراوان داشتند فردی پرسید چرا نمیشود دو خدا وجود داشته باشد .
و از اندیشیدن و بحث پیرامون این موضوع برکات فراوانی حاصل شد .
آن فلاسفه که عمری را صرف اندیشه کرده بودند به همین سادگی حق پرسیدن این پرسش را برای انسانی قایل شدند و درباره آن اندیشیدند .
و پاسخ دادند .
ما به همین سادگی آدم ها را با الفاظ ناپسند خطاب می کنیم و حتی آنها را قابل برای شنیدن پاسخ نمی دانیم . مشکل کجاست ؟

ناشناس نوشته:

بله مسلم عزیز
در بسیاری نقاط جهان مردم داعیه دین دارند .
در برخی نقاط به عنوان اجرای مناسک دینی مرد و زن بدون هیچ پوششی با هم میرقصند و در همان امریکای جنوبی حاشیه رود آمازون پس از مصرف فرآورده های گیاه کوکا دچار توهم های دیداری و شنیداری شده و این عواقب مصرف مخدر را به دین نسبت می دهند .
این نمونه بارز همان ادیانی است که شما میفرمایید” به نوعی ” دین دارند .
اصولا هر فردی مذهبی دارد .
مذهب یعنی طریقه راه رفتن و روش !
یادم میاید در همین گنجور فردی با نام بی دین حاشیه مینوشت .
دوستی به او گفت بی دین نام بی مسمایی است .
چرا که خود خودش را نقض میکند .
بی دینی خودش یک دین است .
به هر حال یک روش است .
هر کسی که هنوز نظمی بر افکارش حاکم است و مثلا دچار اسکیزوفرنی یا دمانس نشده از یک سری اصول تبعیت میکند که به باور او به نتایج خاصی منتهی خواهند شد .
هر قانونی که شما آنرا باور دارید و ندارید دین شماست .
ولی آیا شما می پذیرید آن ادیان عجیب و غریب از سوی خدا آمده باشند ؟
لطفا مرا راهنمایی بفرمایید چگونه در یک خاورمیانه نه چندان بزرگ چند پیامبر همزمان بوده و در قبایل آدم خوار که نیازشان به هدایت از سوی خدا بسی مبرم تر بود در طی هزاران سال تمدن بشری یک پیامبر مبعوث نشده است ؟
ناگفته نماند بنده ناچیز هیچ عنادی با محمد و عیسی و موسی ندارم و براستی آنها را انسان های بسیار هوشمندی میدانم که سخنانشان پس از گذشت این همه قرن همچنان پیروانی دارد و خودم هم قسمت اعظم قرآن را دوست دارم و به کار میبندم و از نتیجه آن خرسندم .
ولی این حق را هم دارم که درباره هر چیزی بیندیشم و اگر با منطقی که من میشناسم جور در نیامد بپرسم . ندارم ؟!

ناشناسی دیگر نوشته:

جناب مسلم، و ناشناس،
اول بفرمایید آقای هیوم از کجا فهمیده است جانوران دین ندارند، اگر چنین است این همه دیندار در سراسر جهان کشکند؟؟

و شما جناب ناشناس روسن بفرمایید ۱۲۴۰۰۰پیامبر بر کدام مردم فرستاده شده اند و آیا هدایت شده اند یا خیر و چرا خداوند روند فرستادن را بعد از کشتن هفتاد تن از ماموران متوقف نکرده است و به این پیامبر کشان نه تنها برتری که مجوز کشتن دیگران از جمله ۷۵۸۸۰ ایرانی را نیز به دست استر و مردخای سادر کرده است؟؟ ( کتاب استر بخش ۹ آیات ۱تا ۱۹)

مسلم نوشته:

سلام برشما آقای ناشناس و ناشناس دیگر و این آخرین پیام درین مورد دوستان تا دنیا دنیاست ظلم فعلی نادرست و ناپسند بوده است این یک چیز کاملا واضح ای است بااین حال همچنان ظلم پابرجاست اینکه دیگران از دین سواستفاده می کنند یا برداشت غلط کرده اند خودآنها کاملا آن را می دانند چون مجبورهستند از فعل ظلم کردن کار خودرا پیش ببرند که خودگناهی است بزرگ وپیامبرانی بودندکه تا برای آگاهی مردم خواستند قدمی بردارند با چوب و سنگ کشته شده اند وضمنااقوام وحشى، یا نیمه وحشى، آمادگى زیادى براى پذیرش مذاهب ندارند، و اگر هم مذهب را پذیرا شوند، قدرت نشر آن را ندارند. ولى هنگامى که مذهب در مراکز تمدّن آشکار شود، به سرعت از آن جا به نقاط دیگر نشر پیدا مى کند;زیرا مردم مناطق دیگر، براى حل مشکلاتشان دائماً در این مناطق رفت و آمد دارند، به علاوه وسائل نشر هرچه باشد، در این مراکز بیشتر است«ما کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولاً ] ما هرگز عذاب نمی کنیم؛ مگر این که رسولی را بفرستیم. به همین جهت اگر افرادی به جهت سلطه سران شرک و کفر، از وحی الهی محروم باشند، از مستضعفان به شمار خواهند آمد و در قیامت، مشمول رحمت الهی قرار خواهند گرفت؛ چنان که در قرآن مجید می خوانیم:«إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلاً»] مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره جویی نتوانند و راهی نیابند. و دیگر که انسان خیلی چیزها را نمی داند که مسلما باید ازدیگران سوال کند وحق هرانسان عاقلی است که بخواهد بداند ودرجستجوی آن باشد ولی اینکه خیلی ها رو به قرآن عمل می کنید ومقداری رو قبول ندارین اینجا جای گفتگو است انسانهادرطی ۱۴۰۰سال از قرآن کشفیاتی کرده اند و تا دنیا دنیاست ازین کتاب آسمانی بهرهامی برند وجای برای کشف کردن درقرآن باقی می ماند تا جای که فرمودند تمام دریاها مرکب و تمام درختان کاغذ شوند قبل از آنکه قرآن تمام شود مرکب و کاغذ تمام می شود پس بنابرین باید (ایمان ) داشت وبه مقداری که می دانیم عمل کنیم وبه مقدار دیگر با ایمان ویاری خداوند آن را انجام داد و مورد قبول دانست

منوچهر نوشته:

شاید بجای برقعی - برقعت باشد که هم معنی و هم وزن را اسان تر میکند گر برقعت فرو نگذاری بدین جمال

کانال رسمی گنجور در تلگرام