ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهو
در چشم منی و غایب از چشم
زآن چشم همی کنم به هر سو
صد چشمه ز چشم من گشاید
چون چشم برافکنم بر آن رو
چشمم بستی به زلف دلبند
هوشم بردی به چشم جادو
هر شب چو چراغ چشم دارم
تا چشم من و چراغ من کو؟
این چشم و دهان و گردن و گوش
چشمت مرساد و دست و بازو
مه گر چه به چشم خلق زیباست
تو خوبتری به چشم و ابرو
با این همه چشم زنگی شب
چشم سیه تو راست هندو
سعدی به دو چشم تو که دارد
چشمی و هزار دانه لولو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جادوی چشمان محبوبش میپردازد و از تأثیر عمیق آن بر دل و جان خود سخن میگوید. او از خیره شدن به چشمان معشوق روایت میکند و احساسات خود را نسبت به زیباییهای او ابراز میکند. چشمان معشوق نه تنها دلبری میکنند بلکه شاعر را در دنیایی از شگفتی و سحر غرق میسازند. او همچنین به مقایسه زیبایی محبوبش با سایر زیباییها میپردازد و به این نتیجه میرسد که چشمان او از هر زیبایی دیگری برتر است. در پایان، شاعر به ارزش و جذابیت چشمان معشوق اشاره میکند که همچون دانههای لولو گرانبها و خاصاند.
هوش مصنوعی: چشمان تو دلربا و سحرآمیزند و من مانند آهو مجذوب آنها هستم که به آن خیره شدهام.
هوش مصنوعی: تو در نگاه من حضور داری، اما از دید من پنهانی. به همین دلیل، من در همه جا به دنبال تو هستم.
هوش مصنوعی: وقتی که به آن چهره نگاه میکنم، صد چشمه عشق و محبت از چشمانم جاری خواهد شد.
هوش مصنوعی: چشمم را به زلف معشوقهام بستهام و او با چشمان جادوییاش مرا فریفته و به سوی خود کشانده است.
هوش مصنوعی: هر شب مانند چراغی درخشان، روشنایی چشمم را دارم، اما با این حال نمیدانم کجاست چشم من و کجاست چراغ من؟
هوش مصنوعی: این ویژگیها و زیباییهای چهرهات، یعنی چشمان، دهان، گردن و گوش، همه به من میرسند و برایم منظور و هدفاند، همچنین دست و بازوهایت نیز برای من اهمیت دارند.
هوش مصنوعی: اگرچه ماه از نظر مردم زیبا و دلرباست، اما تو با چشمها و ابروهایت زیباتر از او هستی.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه چشم زنگیها در شب زیبا به نظر میآیند، چشم سیاه تو به اندازه چشمهای زیبا و متمایز هندو ارزشمند است.
سوگند به دو چشمت! که سعدی چشمی دارد که هزار قطره اشک از آن میریزد. / لولو: مروارید و استعاره از اشک / (AI: سعدی به زیبایی چشمانت اشاره میکند و میگوید که هر چشمی ممکن است به زیبایی و درخشش چشمان تو نزدیک شود، حال آنکه تو به اندازه هزار لؤلؤ با ارزشی.)
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا کی دوم از گرد درِ تو
کاندر تو نمیبینم چربو
ایمن بزی اکنون که بشستم
دست از تو به اشنان و کنستو
ای صید رخ تو شیر و آهو
پنهان ز کجا شود چنان رو
چندانک توانیش تو میپوش
میبند نقاب توی بر تو
در روزن سینهها بتابید
[...]
ای سرو روان و گلبن نو
مه پیکرِ آفتابپرتو
بردی دل من به چشم و ابرو
خون کرده ز دیدهایم در جو
بردیم جفا بسی ز دستت
ای مونس جان به قول بدگو
کردیم وفا به هرچه گفتیم
[...]
چشمی که ندیده نور آن رو
تاریک بود چو روی هندو
با ما بنشین خوشی درین بحر
ما را به کف آر و ما به ما جو
از جام حباب آب می نوش
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.