غزل ۴۰۵
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
منصور رمضانی نوشته:
این غزل بر وزن “مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن” مطابق با ریتم “کرشمه” در دستگاه موسیقی ایرانی (مثلا ماهور) می باشد.
هـــ ـزا/ ر ُجـهـ/ د ُ بــ کر/ دم
مــــ ـفا/ عـ ـلن/ فـ ـعـ ـلا/ تن
سل دو / دو دو / دو دو دو / دو
که سـر/ ـر ِ عشـ/ق ُ بــ پـو /شم
مـ فــــا/ عــــ ـلن/ فـ ــعـ ـلا / تن
دو سی / سی لا / لا سی ر / دو
نــ ــبـو/ د ُ بــر/ ســ ـــر آ / تـش
مـ ــفـا/ عــ ـلن/ فـــ ــعـ ــلا/ تــن
دو می / می می/ می می می/ می
م ـیسـ/ ـسـ ـرم/ که نــ جـو /شم
مـ فــــا/ عــــ ـلن/ فـ ــعـ ـلا / تن
دو سی / سی لا / لا سی ر / دو
ناشناس نوشته:
حکایتی زدهانت بگوش جان امد درست است
مسعود عندلیب نوشته:
مصراع دوم بیت دوم به نظر می رسد که اینگونه درست باشد:
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
به سبب مراعات نظیر (دو کلمه عقل و هوش) عقل درست تر است از صبر
—
پاسخ: با تشکر، متن مطابق تصحیح فروغی است، در همین تصحیح در حاشیه به عنوان بدل پیشنهاد شما را آورده ولی همان «صبر» را برای متن انتخاب کرده است.