گنجور

غزل ۲۲۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیش رویت دگران صورت بر دیوارند

نه چنین صورت و معنی که تو داری دارند

تا گل روی تو دیدم همه گل‌ها خارند

تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند

آن که گویند به عمری شب قدری باشد

مگر آنست که با دوست به پایان آرند

دامن دولت جاوید و گریبان امید

حیف باشد که بگیرند و دگر بگذارند

نه من از دست نگارین تو مجروحم و بس

که به شمشیر غمت کشته چو من بسیارند

عجب از چشم تو دارم که شبانش تا روز

خواب می‌گیرد و شهری ز غمت بیدارند

بوالعجب واقعه‌ای باشد و مشکل دردی

که نه پوشیده توان داشت نه گفتن یارند

یعلم الله که خیالی ز تنم بیش نماند

بلکه آن نیز خیالیست که می‌پندارند

سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی

باغ طبعت همه مرغان شکرگفتارند

تا به بستان ضمیرت گل معنی بشکفت

بلبلان از تو فرومانده چو بوتیمارند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

سعدی دوستت دارم… بی نهایت

امین افشار نوشته:

درود

بخشی از غزل را به نوش جام استاد یگانه مان گوش جان بسپارید:

https://www.youtube.com/watch?v=XVLo1dh_2Cw

کسرا نوشته:

سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی… انصافا که اندازه ندارد… والا ندارد.. بلا ندارد…

کسرا نوشته:

ساز و آواز این شعر زیبا با صدای آقای جمال وفایی در برنامه شماره ۴۶۱ یک شاخه گل

حمیدرضا نوشته:

ساز و آواز با صدای استاد شجریان توصیه می شود به علاقمندان … استاد آواز از استاد سخن می خواند !

کانال رسمی گنجور در تلگرام