گنجور

غزل ۱۶۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کس این کند که دل از یار خویش بردارد

مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد

که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق

دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد

اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد

که از صفای درون با یکی نظر دارد

هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود

کجاست مرد که با ما سر سفر دارد

گر از مقابله شیر آید از عقب شمشیر

نه عاشقست که اندیشه از خطر دارد

و گر بهشت مصور کنند عارف را

به غیر دوست نشاید که دیده بردارد

از آن متاع که در پای دوستان ریزند

مرا سریست ندانم که او چه سر دارد

دریغ پای که بر خاک می‌نهد معشوق

چرا نه بر سر و بر چشم ما گذر دارد

عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر

کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد

نظر به روی تو انداختن حرامش باد

که جز تو در همه عالم کسی دگر دارد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۸ » (چهار گاه) (۰۵:۲۷ - ۰۷:۰۹) نوازندگان: صارمی، منصور (‎سنتور) خواننده آواز: ‏ایرج سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: کس این کند که دل از یار خویش بردارد

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا الله بخش نوشته:

واقعا زیبا و شنیدنی است بویژه وقتی با آوای گرم حسین خواجه امیری (ایرج) باشد

منوچهر نوشته:

اول مصرع (کس این کند ) باید
کس این نکند باشد تا با مصرع بعد ( معنی آن )
درست باشد

منوچهر نوشته:

کس این کند بنظر درست نمی اید بلکه باید کس این نکند

محمد نوشته:

آقا منوچهر این مصرع اول استفهام انکاری هستش
حافظ از خودش داره سوال میپرسه که آیا کسی هست که دل از یار خودش برداره بعد تو مصرع بعد جواب خودشو میده
مگر کسی که دل از سنگ سخت تر دارد

محمد حسین نوشته:

به نظرم حق با محمد جان باشه… چون تازه وزن شعرم به هم میریزه…

البته محمد آقا شعر از سعدی مگه نیست؟

7 نوشته:

که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق
دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد
عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر
کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کان را که خبر شد خبری باز نیامد

گر کسی وصف او ز من پرسد
بیدل از بی نشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوقند
بر نیاید ز کشتگان آواز

7 نوشته:

آنک شد هم بی‌خبر هم بی‌اثر
از میان جمله او دارد خبر
تا نگردی بی‌خبر از جسم و جان
کی خبر یابی ز جانان یک زمان
http://ganjoor.net/attar/manteghotteyr/vadi-faghr/sh4

لیلا همایون پور نوشته:

کس این کند که دل از یار خویش بردارد
مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد
که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق
دروغ گفت گـــر از خویشتن خبر دارد
هــلاک ما به بیابــان عشق خـواهـد بود
کجـاست مـرد که بــا ما سـر سفر دارد
از آن متــــاع که در پـای دوستان ریزند
مرا ســریست ندانـم که او چه سـر دارد
دریـغ پای که بــر خـاک می‌نهد معشوق
چرا نـه بر ســر و بر چشـم ما گذر دارد
نظــر به روی تـو انداختن حــرامش بـاد
که جز تـو در همه عالم کسـی دگر دارد
عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر
کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد

این هفت بیت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
http://avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_20.html

کانال رسمی گنجور در تلگرام