گنجور

غزل ۱۰۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مرا خود با تو چیزی در میان هست

و گر نه روی زیبا در جهان هست

وجودی دارم از مهرت گدازان

وجودم رفت و مهرت همچنان هست

مبر ظن کز سرم سودای عشقت

رود تا بر زمینم استخوان هست

اگر پیشم نشینی دل نشانی

و گر غایب شوی در دل نشان هست

به گفتن راست ناید شرح حسنت

ولیکن گفت خواهم تا زبان هست

ندانم قامتست آن یا قیامت

که می‌گوید چنین سرو روان هست

توان گفتن به مه مانی ولی ماه

نپندارم چنین شیرین دهان هست

بجز پیشت نخواهم سر نهادن

اگر بالین نباشد آستان هست

برو سعدی که کوی وصل جانان

نه بازاریست کان جا قدر جان هست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » مایه ی ناز 1 » ساز و آواز دشتی(گوشه ي بیدگانی)

محمود کریمی » آموزش آواز (ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران) ۲ » بیدکانی (آواز دشتی)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

گناهکار نوشته:

مصرع اول رو به‌صورت «مرا خود با تو سرّی در میان هست» هم نقل کردن.

نا شناس نوشته:

درود
مصرع اول را به صورت
مرا خود با تو سری در میان هست
مشاهده کرده ام

مسعود نوشته:

در مصرع اول به جای واژه چیز ی واژه سری صحیح است

کسرا نوشته:

به به … بازهم سعدی و باز هم حماسه ای دیگر…
سعدی تو عشق منی… روحت شاد بزرگترین شاعر تاریخ ♥♥

کسرا نوشته:

کاملا با حاشیه های نقل شده توسط عزیزان در مورد این شعر موافقم… گنجور لطفا اصلاح بفرمایید… * مرا خود با تو سری در میان هست *

امین افشار نوشته:

درود بر گنجوران ادب پارسی

مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست

مثالی است کلاسیک برای کاربرد «هست» و تفاوتش با «است» -که گویا از دل نگرانی های بجای شمس الحق گنجور نیز هست- چنانکه این بیت خواجه شیراز نیز:

از وجودم قدری نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست

درباره این دو کلمه از زبان ابوالحسن نجفی در کتاب ارزشمند «غلط ننویسیم»:

« بعضی از فضلا میان این دوکلمه تفاوت قایل اند: هـسـت را به معـنای ” وجود دارد ” یا نشـانه ی تأکید و اسـت را فقط رابطه ( یا فعل اسـنادی) می دانند و بنابراین جمله های زیر از نظر آنان غلط یا لا اقل غیر فصیح است: « او هـنوز جوان هـسـت » به جای« او هنوز جوان اسـت ». یا « درختی در خانه ی ماسـت » به جای « درختی در خانه ی ما هـسـت ». این حکم تا اندازه ای درســت اسـت، زیرا در آثار ادبی فارسی نیز غالبن هـسـت به معـنای” وجود دارد” به کار رفـته اسـت:
انگار که هست هرچه در عالم نیست
پندار که نیسـت هرچه در عالم هـسـت ( خیام )
مرا خود با تو چیزی در میان هـسـت
وگرنه روی زیبا در جهان هـسـت ( سـعدی)

واگر هم هـسـت ، به جای اسـت به کار رفته باشـد به منظور تأکید معـنای جمله اسـت. مثلن در دوجمله ی زیر: احمد عاقل است و احمد عاقل هـسـت. جمله ی نخست عاقـل بودن احمد را خبرمی دهـد و حال آن که جمله ی دوم این خبر را به تاکید بیان می کند و گویی به مخاطب اطمینان می دهد که در عاقل بودن احمد نباید تردید کرد. با این همه این تمایز معنایی در همه جا و با این دقت مراعات نشده اسـت و در ادبیات فارسی مواردی را می توان یافـت که در آن ها هـسـت و اسـت به جای یکدیگر به کار رفته اند. در نتیجه می توان گفت که کاربرد کلمه ی هـسـت به جای اسـت و بر عکس غلط نیسـت، اما اگر هر کدام از آن ها، برطبق آن چه گفته شد، به جای خود به کار رود البته به تر اسـت».

امین افشار نوشته:

درود بر گنجوران ادب پارسی

اگر چه غزل به تمامی و ترتیبش مطابق نسخه معتبر غنی- قزوینی ( وشاید معتبرترین آن ها که نظر زرین کوب هم همین است) آورده شده ولی توالی دو بیت این غزل شامل:

هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست

بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم

و

ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت

می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم

(به این ترتیب که بیت سوم، جای بیت ششم بنشیند)

به جهت پیوستگی معنایی و هماهنگی بیشتر اگر نگویم درست تر ، دست کم (از دیدگاه من) زیباتر می نماید.

امین افشار نوشته:

درود بر گنجوران ادب پارسی

اگرچه غزل به تمامی و ترتیبش مطابق نسخه معتبر غنی- قزوینی ( و شاید معتبرترین آن ها که نظر زرین کوب هم همین است) آورده شده، اما توالی بیت های:

هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست

بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم

و

ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت

می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم

(به این ترتیب که بیت سوم جای بیت ششم بنشیند)

از جهت پیوستگی معنایی و هماهنگی بیشتر، اگر نگویم درست تر که دست کم (از دیدگاه من) زیباتر می نماید.

امین افشار نوشته:

درود بر گنجوران ادب پارسی

اگرچه این غزل و ترتیبش به تمامی مطابق معتبرترین نسخه دیوان خواجه: غنی- قزوینی (نظر زرین کوب (ره) نیز همین است)، آورده شده است؛ اما توالی بیت های سوم و هفتم ( بیت سوم جای بیت ششم بنشیند) به ترتیب زیر:

هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم
و
ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت
می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم

به جهت پیوستگی معنایی و هماهنگی بیشتر، اگر نگویم درست تر که دست کم (از دیدگاه من) زیباتر می نماید.

امین افشار نوشته:

در نتیجه پایان غزل که سرنوشت سروده شدنش نیز هست، این گونه سرانجام می یابد:

هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست،

بازش، ز طره تو به مضراب می‌زدم.

ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت،

می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم.

خوش بود وقت حافظ و فالِ مراد و کام،

بر نام عمر و دولت احباب می‌زدم…

کانال رسمی گنجور در تلگرام