ای سرو خرامان قدت عمر درازم
بخرام که من پیش سهیسرو تو نازم
ترک دل و جان گویم و ترک تو نگویم
در پای تو سربازم اگر عشق تو بازم
گر دست دهد دولت بوسیدن پایت
حقا که سر از گنبد گردون بفرازم
خاک سر کوی تو بود جای سجودم
هنگام طلوع تو بود وقت نمازم
دارد دل آشفتهتر از حالت دوران
سودای سر زلف تو شبهای درازم
در هجر رخت شمعصفت گریم و میرم
در چنگ غمت عودصفت سوزم و سازم
صبری نه که در عشق تو یک دم بتوان بود
یاری نه که یک لحظه بود محرم رازم
چون زاهد رندانم و سرحلقه مستان
فرض است که محراب ز ابروی تو سازم
در چنگ غم عشق تو چون روح اسیرم
زاین بیش مزن یک نفس آخر بنوازم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.