چون کله کژ مینهاد آن سرو راست
ماه گفتش ملک زیبایی تو راست
هر کجا گریم بروید سرو ناز
تا خیال قامتش در چشم ماست
با خیال عارضش هر نیمشب
در درون دیدهام صد ماجراست
مهر او کم گشت و عشق من فزود
جور او افزود و صبر من بکاست
غمزهاش غماز و چشمش میپرست
رفعتش آشوب و بالایش بلاست
نیش او نوش است و رنج او شفا
زهر او تریاک و درد او دواست
روح عطار از خیال عارضش
در دل و چشمش همه نور و صفاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.