نسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
از کجا تا به کجا بیبصری نتوان کرد
خواستم قد تو را سرو خرامان گفتن
همتم گفت که کوتهنظری نتوان کرد
با وجود خط مشکین و رخ رنگینت
صفت سنبل و گلبرگ طری نتوان کرد
دولت وصلت و بوسیدن پایت حاصل
جز به خون دل و آه سحری نتوان کرد
ما شکایت نکنیم ار تو بگردانی روی
گله از گردش دور قمری نتوان کرد
خواستم شرح تو با باد صبا گفت ولی
این حکایت بر هر رهگذری نتوان کرد
روح عطار کند جان سپر تیر غمت
در غمت بهتر از این جان سپری نتوان کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.