هر شبی فریاد من از هفت گردون بگذرد
چشمه چشمم روان از رود جیحون بگذرد
هر که روزی بر سر بالین من آرد گذر
چون ببیند شخص من گوید هم اکنون بگذرد
در خیال خط سبز و عارض گلرنگ او
چند بر رخسار زردم اشک گلگون بگذرد
زآن خیال قدش از چشمم نمیآید برون
نازپرورده است چون در ورطه خون بگذرد
گر در این رنج و مشقت بر سر مجنون زار
نگذرد لیلی یقین میدان که مجنون بگذرد
چون تواند روح عطار از سر جانان گذشت
کی تواند مفلسی کز گنج قارون بگذرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.