چو ماه من سوی میدان سمند میراند
و ان یکاد مه از اوج چرخ میخواهد
به سان قطره باران هوا ببارد جان
سحرگهان که صبا جعد او برافشاند
چگونه ترک کنم عشق روی آن کس را
که او به هیچ کس و کس به او نمیماند
به خون دیده کنم نعل ابرشش گلگون
به سوی کلبه من گر عنان بگرداند
ز راه دیده به دل آب میزنم هر دم
بود که آتش دل آب دیده بنشاند
هر آنکه طعنه زند درد دردمندان را
سزا بود که به درمان خویش درماند
سرشک سرخ من آن کس که بیند و رخ زرد
حدیث سوز درونم چو آب برخواند
ز هجر روی تو شد حالم آنچنان که مپرس
(کسی که روی تو دیده است حال من داند)
صبوری از تو کجا کار روح عطار است
(که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند)



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بود
کنون توانی، باری، خشوک پنهان کرد
به فال نیک و به روز مبارک شنبد
نبیذگیر و مده روزگار نیک به بد
به دین موسی امروز خوشترست نبیذ
بخور موافقتش را نبیذ نو شنبد
اگر توانی یکشنبد از صبوحی کن
[...]
جهان چو چشم نگاران خرگهی گردد
که از خمار شبانه نشاط خواب کنند
دو دسته کاغذ سعدی نواختم فرمود
به حسب خواجه مؤید شهاب دین احمد
اگر به مدح محمد همه سیه نکنم
هزار . . .یر خر اندر . . . س زن اسعد
و منه قیل للاسیر عان، و فی الحدیث: «انّما النساء عندکم عوان».
ملیک علی عرش السّماء مهیمن
و قال امیة بن ابی الصلت:
لعزّته تعنو الوجوه و تسجد.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.