تا به آن منظر زیبا نظر افتاد مرا
نام و ننگ و دل و دین در خطر افتاد مرا
گشت چون آب روان از نظرم یار روان
زآن زمان آب روان از نظر افتاد مرا
همه شب ناله چنگم به فلک بر میشد
این زمان کار به آه سحر افتاد مرا
مطرب ما ز پس پرده یک رود و سرود
در نفس پرده او پردهدر افتاد مرا
دلنوازی کن و بر جان من خسته ببخش
ای جگرگوشه که خون در جگر افتاد مرا
روز و شب خاک سر کوی توام تاج سر است
بر سر کوی تو تا رهگذر افتاد مرا
روح عطار طمع در لب لعلت چون کرد
شکرت گفت شکاری دگر افتاد مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.