چندان که گریم هر شب به زاری
بر گریه من رحمت نیاری
چون در گذاری هرگز نگویی
کای یار غمگین چون میگذاری
هر چند بودی با دشمن من
آنم که بودم در دوستداری
آن روی زیبا پوشانی از ما
زیبا نباشد از روی یاری
گویی که چونی دور از تو هستم
زار نزاری در عین زاری
گاهی چو چشمت در ناتوانی
گاهی چو زلفت در بیقراری
شد روح عطار از غم به آن سان
کز تاب آتش عود قماری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.