ای سر زلف تو جای دل من
درد عشق تو دوای دل من
حلقه زلف شکن بر شکنت
جای جانهاست چه جای دل من
تا دلم میل به بالای تو کرد
گشت بالات بلای دل من
دلستانا چه دهم شرح غمت
که چهها کرد به جای دل من
آنچنان داد که میباید داد
هجر روی تو سزای دل من
گوییا این همه غمهای جهان
آفریدند برای دل من
تا مخالف شدهای با عشاق
بینوایی است نوای دل من
روح عطار مرنجان زاین بیش
بهر لله نه برای دل من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.