حسبتا لله که میراند بر دلدار من
ماجرای این دل غمدیده خونبار من
تا فراق ماه رویش آب روی من بریخت
دیده هر دم آورد آبی به روی کار من
قصه لیلی و مجنون غصه رامین و ویس
گر فروخوانند حرفی باشد از طومار من
چون نگرید شمع مومندل به حالم هر شبی
سنگ را در گریه آرد نالههای زار من
منت بسیار دارم ای عزیزان از غمش
زآنکه گردد روز و شب گرد دل بیمار من
باده و چنگی و شمع و شاهد و گل حاضر است
هیچ دیگر در نمیباید به جز دلدار من
روح عطار از دلی خوش میدهد جانش روان
هر سبکروحی که میآرد پیام یار من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.