جانا دلم در عشق خود شیدا مکن
راز دل پنهان من پیدا مکن
هر روزم از نو وعده فردا مده
امروز بشنو تکیه بر فردا مکن
چون جای داری در میان چشم من
هر دم میان چشم من دریا مکن
هر ساعتی با هر کسی هر جا مرو
هر دم دوتایی در برم یکتا مکن
مستانه چشمت میبرد غوغا ز حد
ترک است وی چون گویمش غوغا مکن
از بیخودی گر بوسهای خواهم ز تو
حالم ببین هیچم مگو سودا مکن
چون روح عطار از جهان جانش تویی
بر وی جفا زاین بیشتر جانا مکن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.