یک نظر روی تو دیده است ملامتگر من
عذرخواه آمد و شد معتقد و چاکر من
خنک آن لحظه که سازم ز کنارت بالین
خرم آن دم که بود لعل لبت ساغر من
کی دهد دست که پای تو ببوسم هیهات
مگر آن لحظه که در پای تو افتد سر من
بر سر قاقم و سنجاب نیاید خوابم
تا بود خاک درت خوابگه و بستر من
لب جانبخش تو گر داد دل من ندهد
بستاند ز تو داد دل من داور من
مردمی میکند این مردم چشمم که مدام
میزند آب بر این دلبر آذربر من
طیره سرو و گل و یاسمن و نسرینی
سرو گلبوی سمنعارض نسرینبر من
روح عطارم و چون شرح دهانت گویم
آب حیوان چکد از گفته چون شکر من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.