گنجور

موش و گربه

 
عبید زاکانی
عبید زاکانی
 

اگر داری تو عقل و دانش و هوش

بیا بشنو حدیث گربه و موش

بخوانم از برایت داستانی

که در معنای آن حیران بمانی

ای خردمند عاقل ودانا

قصهٔ موش و گربه برخوانا

قصهٔ موش و گربهٔ منظوم

گوش کن همچو در غلطانا

از قضای فلک یکی گربه

بود چون اژدها به کرمانا

شکمش طبل و سینه‌اش چو سپر

شیر دم و پلنگ چنگانا

از غریوش به وقت غریدن

شیر درنده شد هراسانا

سر هر سفره چون نهادی پای

شیر از وی شدی گریزانا

روزی اندر شرابخانه شدی

از برای شکار موشانا

در پس خم می‌نمود کمین

همچو دزدی که در بیابانا

ناگهان موشکی ز دیواری

جست بر خم می خروشانا

سر به خم برنهاد و می نوشید

مست شد همچو شیر غرانا

گفت کو گربه تا سرش بکنم

پوستش پر کنم ز کاهانا

گربه در پیش من چو سگ باشد

که شود روبرو بمیدانا

گربه این را شنید و دم نزدی

چنگ و دندان زدی بسوهانا

ناگهان جست و موش را بگرفت

چون پلنگی شکار کوهانا

موش گفتا که من غلام توام

عفو کن بر من این گناهانا

مست بودم اگر گهی خوردم

گه فراوان خورند مستانا

گربه گفتا دروغ کمتر گوی

نخورم من فریب و مکرانا

میشنیدم هرآنچه میگفتی

آروادین قحبهٔ مسلمانا

گربه آنموش را بکشت و بخورد

سوی مسجد شدی خرامانا

دست و رو را بشست و مسح کشید

ورد میخواند همچو ملانا

بار الها که توبه کردم من

ندرم موش را بدندانا

بهر این خون ناحق ای خلاق

من تصدق دهم دو من نانا

آنقدر لابه کرد و زاری کردی

تا بحدی که گشت گریانا

موشکی بود در پس منبر

زود برد این خبر بموشانا

مژدگانی که گربه تائب شد

زاهد و عابد و مسلمانا

بود در مسجد آن ستوده خصال

در نماز و نیاز و افغانا

این خبر چون رسید بر موشان

همه گشتند شاد و خندانا

هفت موش گزیده برجستند

هر یکی کدخدا و دهقانا

برگرفتند بهر گربه ز مهر

هر یکی تحفه‌های الوانا

آن یکی شیشهٔ شراب به کف

وان دگر بره‌های بریانا

آن یکی طشتکی پر از کشمش

وان دگر یک طبق ز خرمانا

آن یکی ظرفی از پنیر به دست

وان دگر ماست با کره نانا

آن یکی خوانچه پلو بر سر

افشره آب لیمو عمانا

نزد گربه شدند آن موشان

با سلام و درود و احسانا

عرض کردند با هزار ادب

کای فدای رهت همه جانا

لایق خدمت تو پیشکشی

کرده‌ایم ما قبول فرمانا

گربه چون موشکان بدید بخواند

رزقکم فی السماء حقانا

من گرسنه بسی بسر بردم

رزقم امروز شد فراوانا

روزه بودم به روزهای دگر

از برای رضای رحمانا

هرکه کار خدا کند بیقین

روزیش میشود فراوانا

بعد از آن گفت پیش فرمائید

قدمی چند ای رفیقانا

موشکان جمله پیش میرفتند

تنشان همچو بید لرزانا

ناگهان گربه جست بر موشان

چون مبارز به روز میدانا

پنج موش گزیده را بگرفت

هر یکی کدخدا و ایلخانا

دو بدین چنگ و دو بدانچنگال

یک به دندان چو شیر غرانا

آندو موش دگر که جان بردند

زود بردند خبر به موشانا

که چه بنشسته‌اید ای موشان

خاکتان بر سر ای جوانانا

پنج موش رئیس را بدرید

گربه با چنگها و دندانا

موشکانرا از این مصیبت و غم

شد لباس همه سیاهانا

خاک بر سر کنان همی گفتند

ای دریغا رئیس موشانا

بعد از آن متفق شدند که ما

می‌رویم پای تخت سلطانا

تا بشه عرض حال خویش کنیم

از ستم‌های خیل گربانا

شاه موشان نشسته بود به تخت

دید از دور خیل موشانا

همه یکباره کردنش تعظیم

کای تو شاهنشهی بدورانا

گربه کرده است ظلم بر ماها

ای شهنشه اولم به قربانا

سالی یکدانه میگرفت از ما

حال حرصش شده فراوانا

این زمان پنج پنج میگیرد

چون شده تائب و مسلمانا

درد دل چون به شاه خود گفتند

شاه فرمود کای عزیزانا

من تلافی به گربه خواهم کرد

که شود داستان به دورانا

بعد یکهفته لشگری آراست

سیصد و سی هزار موشانا

همه با نیزه‌ها و تیر و کمان

همه با سیف‌های برانا

فوج‌های پیاده از یکسو

تیغ‌ها در میانه جولانا

چونکه جمع آوری لشگر شد

از خراسان و رشت و گیلانا

یکه موشی وزیر لشگر بود

هوشمند و دلیر و فطانا

گفت باید یکی ز ما برود

نزد گربه به شهر کرمانا

یا بیا پای تخت در خدمت

یا که آماده باش جنگانا

موشکی بود ایلچی ز قدیم

شد روانه به شهر کرمانا

نرم نرمک به گربه حالی کرد

که منم ایلچی ز شاهانا

خبر آورده‌ام برای شما

عزم جنگ کرده شاه موشانا

یا برو پای تخت در خدمت

یا که آماده باش جنگانا

گربه گفتا که موش گه خورده

من نیایم برون ز کرمانا

لیکن اندر خفا تدارک کرد

لشگر معظمی ز گربانا

گربه‌های براق شیر شکار

از صفاهان و یزد و کرمانا

لشگر گربه چون مهیا شد

داد فرمان به سوی میدانا

لشگر موشها ز راه کویر

لشگر گربه از کهستانا

در بیابان فارس هر دو سپاه

رزم دادند چون دلیرانا

جنگ مغلوبه شد در آن وادی

هر طرف رستمانه جنگانا

آنقدر موش و گربه کشته شدند

که نیاید حساب آسانا

حملهٔ سخت کرد گربه چو شیر

بعد از آن زد به قلب موشانا

موشکی اسب گربه را پی کرد

گربه شد سرنگون ز زینانا

الله الله فتاد در موشان

که بگیرید پهلوانانا

موشکان طبل شادیانه زدند

بهر فتح و ظفر فراوانا

شاه موشان بشد به فیل سوار

لشگر از پیش و پس خروشانا

گربه را هر دو دست بسته بهم

با کلاف و طناب و ریسمانا

شاه گفتا بدار آویزند

این سگ روسیاه نادانا

گربه چون دید شاه موشانرا

غیرتش شد چو دیگ جوشانا

همچو شیری نشست بر زانو

کند آن ریسمان به دندانا

موشکان را گرفت و زد بزمین

که شدندی به خاک یکسانا

لشگر از یکطرف فراری شد

شاه از یک جهت گریزانا

از میان رفت فیل و فیل سوار

مخزن تاج و تخت و ایوانا

هست این قصهٔ عجیب و غریب

یادگار عبید زاکانا

جان من پند گیر از این قصه

که شوی در زمانه شادانا

غرض از موش و گربه برخواندن

مدعا فهم کن پسر جانا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۷۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ali نوشته:

Walt Disney sholud be proud of persia poet who nicely present cat and mice story long time before walt Disney.
I am as Iranian Very proude of this.

خباز نوشته:

خدارا صدبار شکر که پس از سال ها کسی یا کسانی به فکر میراث گرانبهای این مرز و بوم افتادند. موش و گربه با طنز گزنده و نیشدار و در عین حال سادگی شاهکاری است از این گونه ادبیات .کاش کاوشگران ودانشگاهیان وقت بیشتری را به شناساندن این گونه اثار پارسی به جوانان صرف میکردند و افتخارشان فقط معرفی اثر فلان طنز نویس انگلیسی نبود.

ناشناس نوشته:

What is the moral of this story?

Mina نوشته:

بهتر است این متون به انگلیسی برگردانده شود تا دنیا متوجه شود موش گربه اثری ایرانی است .

sara نوشته:

بهتر است قبل از نوشتن شعر موش و گربه برای مقدمه حداقل یک بند درباره ی عبید زاکانی نوشته شود که انسان با دید نسبتا” کاملی از او شعر را بخواند

ناشناس نوشته:

۱-جادارد در مقدمه آثار همه شعرا اقلا در چند سطر شاعر معرفی شودکه مثلا در چه تاریخی میزیسته است
۲- ذکرنام مآخذی که اشعار ازآنها اشتنساخ شده ضروریست آثار غالب شعرا تصحیح شده ونام مصحح باید معلوم باشد مثلا ابیاتی به مولوی یا خیام نسبت میدهند که در بعضی نسخه ها نیست
ولذا ذکر نام مآخذ ومصححان معتبر لازم میشود تااز انتساب شعر به شاعر اطمینان حاصل شود واین سایت بتواند به عنوان یک مرجع مورد استفاده محققان قرار گیرد
۳-اگر بعضی استادن مشهور ادبیات براین سایت دیباچه وتقریظ بنویسند و پشتیبانی نمایندومردم را تشویق به استفاده کنند بر اعتبار آن افزوده میشود

Mohsen نوشته:

It would be good to know that this is actually a political satire descibing the fight between local Sultans at his time which was very close to that of Hafez. The Cat, I believe is Amir Mobarez-eldin who Hafez calls mohtaseb and Moosh is (if I am not wrong) Shah shoja’ who ruled in Shiraz. The piece desribes their relationship and how the latter finally conquered Shiarz and killed Shah Shoja. (or Shah Sheilh aboo eshagh ?)

شهریار نوشته:

این قصه همان قصه حق مسلم ماست است
منظورم چنگ ودندان نشان دادن دولت احمدی نژاد به دنیا است

حسین سهند نوشته:

الحق که دست مریزاد.
امیدوارم در ادامه راهی که در پیش گرفته اید موفق باشید دوستان.

ک. خراسانی نوشته:

در نسخه چاپی که پیش روی من است، با این مشخصات: “از نشریات کتابفروشی ادبیه، تهران خیابان ناصر خسرو، آبانماه ۱۳۳۲″، بین بیت شماره ۱۵: “موش گفتا که من غلام توام / عفو کن بر من این کناهانا” و بیت شماره ۱۶: “گربه گفتا دروع کمتر گوی / نخورم من فریب و مکرانا” این بیت هم از زبان موش آمده که: “مست بودم اگر گهی خوردم / گه فراوان خورند مستانا”

پاسخ: ضمن تشکر از شما، بیت جا افتاده در محل اشاره شده اضافه شد.

محسن فولادپور نوشته:

با سلام.
الف. نقل از المنجد:
نظام الدین عبید الله (۱۳۰۰-۱۳۷۱ میلادی) متولد قزوین، شاعر ایرانی که در شیراز میزیست.
از او کتاب « اخلاق الاشراف» در هجو و نقد اجتماعی به جای مانده است.
ب. در مجموعه ی امثال و حکم علی اکبر خان دهخدا، حتی نام این همشهری به نامش را نیافتم.
پ. در کتاب «ایران-کمبریج ( جی.آ.بویل)، او را شاعری معروف از اشراف زاکانی نامیده اند.
ت.در این کتابخانه حقیر و فقیر خود، دیگر مکتوبی نیافتم.
یقین دارم که او نویسنده و منتقدی سرسخت بوده و آثار دیگری نیز داشته است… . اما نیسان، مانع از یادآوری است. آنچه بدون تردید قابل تحریر است، آنکه:
او نویسنده ای توانا بوده که با زبان طنز و به شعر عامیانه، جنبه ابزاری دین را به عرصه سیاست و حکومت، آنچنان بیان کرده تا به تلیش قبای حکام زمان خودش بر نخورد. در عین حال، جان کلام را بیان کرده تا آنکس که در بند فهم مدّعا باشد مطلب را به سادگی در یابد.
محسن فولادپور

پیام بهرامیان نوشته:

داستان موش و گـربه اشاره به مسئله ی حاکم کرمان و یزد ( امیرمبارزالدین مظفر) که به سفاکی شهرت دارد و بارها تائب شده بود دارد که در هیبت گربه آمده و از سوی دیگر موش هم حاکم شیراز و تبریز و عراق یعنی شیخ ابو اسحاق اینجو بود که به ادیب نوازی شهرت داشت.
در نهایت در جنگی در حوالی کرمان ابو اسحاق حاکم مورد علاقه ی حافظ شکست خورد و پس از چندی اورا بدستور امیر مبارز الدین مظفر سر بریدند.

به این ابیات دقت کنید :

ناگهان گربه جست بر موشان
چون مبارز به روز میدانا

حافظ هم تاثیرپذیری از عبید هم عصر خود داشته :

ای کبک خوشخرام کجا می روی بایست!
غـره مشو که گربه ی زاهد نماز کرد

آرش نوشته:

A Persian poet named Obaid Zakani wrote a poem about the life of a cat and a mouse long before Disney existed. It is very similar to Disney’s Tom and Jerry. My question is that how can a company this big not know about a very famous poet in Iran. and if they knew how come they stole Zakani’s work without giving him any credit. Zakani should get credit for the work he has done. Plagiarism does not have any boundaries. It is not right to still people’s wok and ideas any where in the world. I hope Disney realizes this soon

be nam نوشته:

lotfan mataleb ra vazeh tar benevisid chon dar rayane ye man khily maalom nist. az tavajoheton nesbat be farhange in marz va bom tashakor mekonam

محسن فولاد پور نوشته:

درود بر شما.
در سفری که سال گذشته به ایران دا شتم ، پس از جستجوی فراوان کتا ب کلیات مولا نانظام الّدین عبیدالله را به تصحیح و تحقیق آقای پر ویز اتا بکی مزّین به مقدمه استاد فقید : عباس اقبال یا فتم . کاری بسیار ارزنده و بی بدیل به نظرم آمد.
نصیحتی از عبید!
مرو به عشوه زاهد زره که او دائم
فریب مردم نا دان بدین فسانه دهد

مریم نوشته:

kheyli ghashang va porman bood omidvarm hamisheh be yade azamate chonon shora va bozorgi afakare anha bashim va eftekhar konim ke irani hastim

احمد نوشته:

در بیت زیر:
گربه گفتا که موش گه خورده
من نیایم برون ز کرمانا

اشتباه شده است. مصرع اول چنین است:
گربه گفتا که شاه گه خورده.

نوکر تمام شاعران ایران سربلند و سر فراز نوشته:

خواهشمند است مرا مطلع سازید در این فصه موش کیست و گربه چه کسی؟
من کنکور دارم و در کنکور آزمایشی که دادم سیوال شده بود و من بلد نبودم

حسن نوشته:

مست بودم اگر گهی خوردم
گه فراوان خورند مستانا

گربه گفتا که موش گه خورده

می گم چه «ادبیات» غنی ای داشتیم ها. ایول عبید زاکانی!

ناشناس نوشته:

معنی خلاصه این شعر را درج کنید

فاطمه الزهرا نوشته:

علاوه بر شعر اصلی معنی شعر را هم بنویسید.

مصطفی از قزوین نوشته:

باسلام خسته نباشید
قصه موش و گربه مظلوم که نوشته شده اشتباه است…مظلوم یعنی ستم دیده.جفاشده
قصه موش و گربه منظوم..یعنی به رشته کشیده شده و منظم شده درست میباشد
طبق کتابی که در دست من است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

ناشناس نوشته:

این داستان واقعی زندگی ماست که هر روز تکرار می شود چه در سطوح فردی و خانوادگی و چه در سطوح اجتماعی این شاعر بزرگ با بیان بسیار شیوا و زیرکانه مثل یک آینه رفتار ما و نتایج آنرا به ما نشان می دهد

ناشناس نوشته:

سعی کنیم این آموزه های غنی را در زندگی و مراودات اجتماعی خود به کار بگیریم. از همین لحظه شروع کنیم.
فکر کن!
لازم نیست همه جا ثابت کنی حق با تو است.

مسعود نوشته:

سلام این شعر از معدود اشعار سیاسی ادبیات کلاسیک ایران است .منظور عبید از گربه همان امیر مبارزالدین است.امیر مبارز الدینی که حافظ از ریا کاری ها وستمگریهایش فغان بر آورده وآرزوی گشوده شدن در میخانه ها را مینماید.

rohola نوشته:

شعر بسیار زیبا ست و کار شما بسیار ارزنده امیدوارم موفق باشید

احسان‌الله شکراللهی نوشته:

باسلام و سپاس از همه تلاش‌هایتان در معرفی ادبیات غنی فارسی
در مورد موش و گربه که در نوع خود شاهکاری درخشان است باید عرض کنم که بسیاری از ادبای پس از عبید ار این اثر اقتبای کرده و الهام گرفته‌اند و با تأثیر پذیری از آن آثاری را پدید آورده اند از جمله داستان زاهد و گربه از سید محمدرضا عالی پیام است که به علاقمندان توصیه می‌کنم بخوانندش
البته تقلیدهای ضعیفی نیز از این شعر دیده می‌شود مثل خرها و گرگهااز حمزه اسداللهی (.shereno.com/)

‍‍یحقی نوشته:

موش شیخ ابو اسحاق نبږده چرا ه اولاشم ګربه زور میګفته

ناشناس نوشته:

dorood bar shoma.great site.

majid نوشته:

درودفراوان به شماکه درلشگرادبیات ایران فرماندهان لایقی هستید.از هدیه شما بیش ازحد خیال لذت بردم.درپناه یزدان پرمهر نامتان به نیکی جاودان باد.

صبا نوشته:

به نظر من بزرگترین پیام این شعر این است که زهد و تقوا چنانچه تذهیب نفس را به همراه نداشته باشد نه تنها باعث کمال انسانی نمیشود که حتی سرعت حرکت انسان را در شرارت بیشتر میکند.

این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا

عبید میفرمایند نفسی که یک یک موش میگیرد چنانچه تنها در شریعت حرکت کند پنج پنج موش خواهد گرفت پس باید خیلی مراقب تذهیب نفس باشیم چرا که شریعت به تنهایی لغزشها را برای انسان بیشتر میکند.

گربه چون موشکان بدید بخواند … رزقکم فی السماء حقانا
من گرسنه بسی بسر بردم … رزقم امروز شد فراوانا
روزه بودم به روزهای دگر … از برای رضای رحمانا
هرکه کار خدا کند بیقین … روزیش میشود فراوانا

متد نوشته:

درودبرشما،ازاینگونه بازگشت به خویشتن مسروریم خدا قوت ادامه دهید ملت ایران هم سپاسگزار است!

علی نوشته:

ای کپک خوش خرام که خوش می روی به بام
قَره مشو! که گربه عابد نماز کرد

صفیه نوشته:

خیلی با مزه بود با دخترام کلی لذت بردیم!

کاف کاف نوشته:

ما از ظلم یک مدیری به مدیر دیگری شکایت بردیم مدیر دوم از اولی کلی تعریف کرد و به تدین او پافشاری میکرد.بعدا فهمیدیم این دو همکارند و به هم نون قرض میدهند. یاد این بیت عبید افتادم:
این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا
روحش شاد

صدرا نوشته:

با سلام
یادش بخیر
این اولین شعری بود که در زمان کودکی پدرم کتاب مصورش را واسم خرید
اون موقع ۵ ساله بودم و تنها عکسهای اون کتاب را ورق میزدم ولی همون موقع داستانش تو ذهنم حک شد

م- حقیقی نوشته:

با سپاس فراوان از جمع آوری اشعار وتشکر فراوان به شماها عزیزان ایرانی وطن پرست که به فکر روشنایی این چراغ پرفروز ادبیات هستید و این ادبیات فردوسی و دیگر شاعران این مرز و بوم است که تا به حال اصالت ایران و ایرانی را نگه داشته است موفق باشید

علی نوشته:

دیگه حال و حوصله شعر خوندنم را ازمون گرفتن.خدا رحمتش کنه واقعا عالی بود

عارف و عرفان و مسعود و لیلا اشرف زاده نوشته:

با سلام چندین بار با همه خانواده این شعر را خواندیم و لذت بردیم . باعث تاسف است چنین داستان های زیبا داریم اما کارتون موش و گربه دیگران می سازند. چرا انیمیشن از این داستانها ساخته نمی شود .؟؟؟

حسام نوشته:

مژدگانی که گربه تائب شد

زاهد و عابد و مسلمانا

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

حسین از مشهد نوشته:

سلام
من متاسفم که اشتباه چاپی ای را که یکبار هم توسط دوست دیگری یادآوری شده است هنوز به چه علتی درست نشده است.

در بیت زیر:
گربه گفتا که موش گه خورده
من نیایم برون ز کرمانا

اشتباه شده است. مصرع اول چنین است:
گربه گفتا که شاه گه خورده.

دلیلش هم مشخص است:

خبر آورده‌ام برای شما
عزم جنگ کرده شاه موشانا

یا برو پای تخت در خدمت
یا که آماده باش جنگانا

bahaneh نوشته:

دریغا هنگامی که باید پند آنرا در نیافتیم و ای بس موشکانی که سالهاست به دست گربه ی فریبکار دریده میشوند

3/5 حلی نوشته:

این شعر را در کلاس ادبیات برایمان خواندند و تازه متوجه طنز ایرانی شدیم…

علی اکبر نوشته:

عبید زاکانی ازعلماء وروحانی انقلابی بوده وزمان خودش رارست می شناخته .
عبید نشان داد که ندای دین باید ازحلقوم متخصصان دین براید نه هرکه تسبیح آب کشید مردم فریبش رابخورند
دروجه امروز اسلام ناب محمدی در مصاف بااسلام آمریکایی صف آرایی کرده اند .
تامادرکدام صف باشیم

moh3n نوشته:

unfortunately we have not introdused our poetries to the world well so I think disney was not aware of moosh va gorbe

کمال نوشته:

باسلام و درود
متاسفانه بنده نتوانستم نتیجه گیری کنم و درنیافتم البته شاید بهتر است بگویم نتوانستم مصداقی که سایر دوستان توانسته بودند پیدا کنند پیدا کنم , اولین باری بود که این اثر رو میخوندم
تشکر خواهم کرد اگر از عزیزان بنده را افاضه دهند
تشکر

H.KH نوشته:

چامعه شناسی در ادبیات فارسی راهی برای تصویر آنچه گذشته است می باشد.از مفاهیم بسیار بکار رفته در این شعر که پیوستگی میان مشکلات اجتماعی امروز و گذشته را نشان میدهد میتوان به گرفتار شدن موش سرکش در چنگ گربه در میخانه/توبه/ زهد/ریا/ زود باوری/سلحشوری /ضعف و در نهایت شکست رابرشمرد برای نمونه در مورد سلحشوری در دوره های بعد هم اتفاق میافتد مثلا جنگهای ایران و روس…که با وجود عزم عمومی برای جنگ با روسیه این جنگها به علت ضعف عمومی هزینه های سنگین تاریخی و سیاسی و اقتصادی برای کشور به بار می آورد.و به عبارتی تکرار وقایع تاریخی…و باز نیاموختن از آن!!!!!

حمید نوشته:

واقعا دستتون درد نکنه
هیچ گنجی نمیتونه یک ایرانی رو به اندازه ی داشتن این گنج گرانبها خوشحال کنه

از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به در آید

بیوک نوشته:

چیزیکه میتوانم به کامنت جالب صبای عزیز(۳۱) اضافه کنم اینستکه منظوراز:این زمان پنج پنج میگیرد-چون شده تائب ومسلمانا ،میتواند داستان خمس گرفتن حضرات باشد که بقول استاد مرحومم:به تسبیح ونمازوختم قران - ندیدم مسلمان شد اهل ایمان. سورۀ حجرات۴۹/۱۴/ باتشکر

مصطفی نوشته:

با سلام به همه دوستداران فرهنگ اصیل ایرانی.

علاقه دوستان قابل تحسین است ولی در برداشت دوستان ضعف عجیبی می بینم.
عزیران در فرهنگ ما گربه و موش هر دو دزدند و فاسد اتفاقاً موش ظاهر الصلاح تر است . موش دزد ریا کار بی خیری است که گربه دشمن آن است ولی ” گربه محض رضای خدا موش نمی گیرد” خودش را از نوادگان شیر شجاع معرفی می کند و به شیردل معروف است در حالیکه خودش هم می داند چقدر ترسو ، بی وفا و فرصت طلب است و نهایتا برای غلبه بر ارتش موشها به سلاح خود موشها متوسل می شود: ریا .ولی از آنجا که تقدس موشها از پیش زبانزد همه عوام است گربه در این جدال اقبالی نمی یابد و سرانجام عرق ملی و نژادی اش موجب غلبه بر موشها می شود و دوران طولانی سلطنت موشها به پایان رسیده و عصر این شیر ها !! شروع می شود.
در تفسیر باید گفت داستان انحصار به یک محدوده خاص زمانی و مکانی ندارد و به نحوی اشاره به تاریخ بشر است مثلا می بینیم در تاریخ غرب چگونه موشهای مقدس صومعه که شاه مطلق قرون وسطی بودند نهایتا مغلوب گربه های بی حیا و شیرنمای تمدن جدید می شوند . و این داستان ادامه دارد …

البرز نوشته:

تام و جری محصول هالیوود است نه والت دیزنی .

Dr. Abrahamian نوشته:

بسیار زیبا بود. فکرش هم نمیکردم که روی ایترنت باشد. دست شما درد نکند.

این داستان را وقتی ۷-۸ ساله بودم خواندم و پدرم مرا یاری داد تا انرا بخوانم. هنوز هم برخی مصرع هایش به خاطر دارم.

یکی دوتا اشتباه نوشتاری هم در متن هست که فکر میکنم به شما یادآور شوم بهتر است البته به قول عبید زاکانی بهر است ایراد گیری نکنیم تا دشمن تراشی نشود!

در شعر هشتم
در پس خم مینود کمین از نظر وزن یک هجا کم دار و بایستی به شکل زیر باشد:
“در پس خمره مینمود کمین”

mahsa نوشته:

عالی بود

مهدی نوشته:

به نظر من بهترین پیامی که میتوان از این شعر گرفت انست که : با بزرگتر از خودت نه دوستی کن نه دشمنی

ناشناس نوشته:

کارتن بسیار زیبایی می شود از این قصه ساخت.

سعید سعدآبادی نوشته:

سایت بسیار مفیدی دارید متشکرم

زهرا شایسته نوشته:

خیلی کار جالبیه حالا هرکس انجام داده و ممنونم از عممم که این ایمیل رو برام ارسال کرد.

زهرا شایسته نوشته:

سلام کار بسییار جالبیه به خصوص برای آشنایی با شعرای ناشناخته و موش و گربه که جای خود دارد.
بای.

ناشناس نوشته:

کلا این شعر به حدی تحریف شده که پیغام اصلی شاعر از دست رفته است بعنوان مثال:
آنقدر لابه کرد و زاری کردی
تا بحدی که گشت گریانا

صحیح این بیت چنین است :

در مکر وفریب باز نمود
تا بحدی که گشت گریانا

این تحریف باعث از دست رفتن کلید درک پیغام شاعر شده است لطفا تصحیح فرمایید .

ناشناس نوشته:

چرا مثنوی موش و گربه را کامل ننوشته اید؟ لااقل بنویسید که این صرفا بخشی از شعر است نه همه آن !

محمد رضا حبیبی نوشته:

سلام.خاطرم هست سالها پیش در دوران جوانی این شعر طنز گونه و پر معنا را بارها خواندم و خیلی دوست داشتم یک بار دیگر بتوانم آن را بخوانم و داشته باشم.
وستان گرانقدر دیگر نیز با حاشیه های جالب خود معنای ان را برای همگان تا حد امکان روشن کرده اند.از عزیزان دست اندر کار این سایت صمیمانه سپاسگزاری نموده و امیدوارم در راه گسترشفرهنگ این مزر و بوم گهر خیز بیشاز پیشموفق باشند.با درود فراوان.

محمد رضا حبیبی نوشته:

با نظر دوستانی که فرموده اند در مورد شعر و شاعر و معنای آن شرحی در ابتدا یا انتهای مطلب نوشته شود موافقم.هرچند دشواری کار از آغاز روشن است.صرف خواندن سروده های اندیشمندان ایران زمین یک چیز و درک و فهم آن چیز دیگری است که لذت آن را صد چندان میکند.با سپاس دوباره

محمد علی نوشته:

لطفا” متن کامل موش و گربه را در این جا قرار دهید.

اکبر نوشته:

حیفم اومد بدون تشکر و قدردانی از زحماتتون خارج بشم دمتان گرم نفستان شفا وقدمتان پویا و استوار

سعید نوشته:

بسیار عالی بود ممنون بابت تلاشی که در جهت شناساندن فرهنگ این مرزوبوم به جهانیان می کشید

فرزانه نوشته:

از دست اندر کاران سایت سپاسگزارم ولی کاش منبع و مرجع اشعار برای کارهای پژوهشی نوشته می شد (از کدام نسخه کدام چاپ چه سالی چه صفحه ای و…)

محمد نوشته:

حرف نداره این سایت
دیگه واقعا حیف بود که نظری ندم

محمدرضا اسد پور نوشته:

دستتان درد نکند واقعا عالی است

علیرضا نوشته:

عالی بود مرسی

شهلا نوشته:

باورم نمیشه کاری به این زیبایی انجام بشه من از این شعر خاطره دارم کلاس دوم دبستان در نمایشنامه موش وگربه نقش یکی از گربه هارو داشتم در یک شهر کوچک ایران مثل شوشتر واین باعث شد من با این اثر واین شاعر در سنین خیلی پایین اشنا بشم توجه کنید به سیاست گذاری یک مدرسه ابتدایی در یک شهر کوچک در انزمان

علی احمدپور نوشته:

واقعا سایت عالی هستش .ممنون از نرم افزار ساغرتون هم.

حسین نوشته:

درمتنی که من دارم این طور آمده است : گربه گفتا که « شــاه » گُه خورده ** گه فراوان خورند « شاهانا»

می نوشته:

میشنیدم هرآنچه میگفتی…آروادین قحبهٔ مسلمانا
مصراع دوم این بیت یعنی چی اگه ترکی باشه یعنی ” زن تو بد کاره ای مسلمان است” ؟ راهنمایی کنید لطفا

آخرین حاشیه‌های گنجور بر روی دیوار فیس‌بوک شما