گنجور

 
نورعلیشاه

ای آنکه ترا بمن نظر نیست

منظور بجز توام نظر نیست

تا نور تو بر قمر نتابد

این تابش نور در قمر نیست

این چاشنئی که در لب تست

کمتر ز حلاوت شکر نیست

ریگش بدهن کسی که گوید

دندان تو خوشتر از گهر نیست

از حال دلم خبر چه پرسی

دل پیش تو و ترا خبر نیست

مرغیست دلم که بر تن او

جز تیر غم تو بال و پر نیست

نخلیست محبتت که از وی

جز محنت و غم مرا ثمر نیست

بر پای تو تا نهاده ام سر

هرگز خبرم ز پا و سر نیست

بی بر تو آفتاب رویت

چون نور شب مرا سحر نیست

ما را که بجز تو در نظر نیست

بیروی تو نور در بصر نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

معشوقه از آن ظریف‌تر نیست

زان عشوه‌فروش و عشوه‌خر نیست

شهری‌ست پر از شگرف لیکن

زو هیچ بتی شگرف‌تر نیست

مریم‌کده‌ها بسی‌ست لیکن

[...]

نظامی

از نیک و بد خودش خبر نیست

جز بر ره لیلی‌اش گذر نیست

عطار

دل خون شد و از توام خبر نیست

هر روز مرا دلی دگر نیست

گفتم که دلم به غمزه بردی

گفتا که مرا ازین خبر نیست

زر می‌خواهی که دل دهی باز

[...]

سعدی

گر صبر دل از تو هست و گر نیست

هم صبر که چاره دگر نیست

ای خواجه به کوی دلستانان

زنهار مرو که ره به در نیست

دانند جهانیان که در عشق

[...]

حکیم نزاری

ما را ز تو یک نفس به سر نیست

الا در تو دری دگر نیست

از منزل تو گذر ندارم

گر هست برون شوی وگر نیست

از تو چه نشان دهد به وجهی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه