ابرویش از بام دل سرمیزند
یا هلالی حلقه بر در میزند
هر شبم دل در خم گیسوی او
تا سحر پهلو بعنبر میزند
تشنه کامان زلال خویش را
آستین بر دیده تر میزند
جان من طوطی شکر خای اوست
در لبش قند مکرر میزند
کینه را در سینه کی ره میدهد
هرکه دم از مهر حیدر میزند
کشتی ما را بغرقاب گناه
غیر عفو او که لنگر میزند
آستین افشان گدای در گهش
پشت پا بر قصر قیصر میزند
پای بست شهد دنیا چون مگس
از تاسف دست بر سر میزند
هرکرا نور علی شد متکاء
تکیه بر خورشید انور میزند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و محبت معشوق میپردازد. شاعر از چشمان ابرویش که همچون هلال است، و گیسوی او که دلش را در آن میغلطاند، میگوید. او در انتظار دیدار معشوق است و به شدت به او تشنه است. شاعر همچنین به شیرینی محبت معشوق اشاره میکند و کینه را در وجود او بیمعنا میداند. در ادامه، شاعر به عفو و بخشش معشوق، که همچون نجاتدهندهای از گناه به شمار میرود، اشاره میکند و در نهایت به مقام و منزلت او، حتی بالاتر از قدرتهای دنیا، تأکید میکند. این شعر تصویرگر عشق، زیبایی و معنویت عمیق است.
هوش مصنوعی: ابروهای او طوری است که گویی از بالای دل به سمت آن میآید، یا مانند هلالی که بر در میکوبد.
هوش مصنوعی: هر شب دل من در خم گیسوی او قرار میگیرد و تا سپیدهدم، در کنار او سرگردان میشود.
هوش مصنوعی: کسانی که تشنه آب زلال و پاک هستند، به شوق آن، با دست بر چشمان خود میزنند و اشک میریزند.
هوش مصنوعی: روح من شبیه طوطیای است که شیرینی از لبانش میچشد و مدام قند را به کام میریزد.
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره محبت علی صحبت میکند، نمیتواند کینه و دشمنی را در دل خود نگه دارد.
هوش مصنوعی: کشتی ما به خاطر گناهان، در دریا غرق میشود و تنها بخشایش او مانند لنگری است که ما را نگه میدارد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که شخصی که در وضعیتی ناتوان و فقیر است، با افتخار و جسارت به مقامهای بزرگ و ثروتمند بیاعتنایی میکند و از آنها راضی نیست. این نشاندهندهای از قدرت و اعتماد به نفس در برابر نخبگان جامعه است، حتی اگر در ظاهر ضعیف به نظر برسد.
هوش مصنوعی: نفس بشر مانند مگسی است که به دور شهد دنیا میچرخد و از بدیها و ناپسندیهای زندگی، افسوس میخورد و سرش را به نشانۀ ناراحتی به هم میزند.
هوش مصنوعی: هر کس که به نور علی (علیهالسلام) دست یابد، مانند کسی است که بر نور و روشنایی خورشید تکیه کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکرا عشقت به هم برمیزند
عاقبت چون حلقه بر در میزند
طالعی داری که از دست غمت
هرکرا دستیست بر سر میزند
در هوای تو ملک پر بفکند
[...]
مرغ گردون در رهش پر میزند
بر درش چون حلقهای سر میزند
آفتاب از کوه سر بر میزند
ماهروی انگشت بر در میزند
آن کمانابرو که تیر غمزهاش
هر زمانی صید دیگر میزند
دست و ساعد میکُشد درویش را
[...]
دل چو دم از عشق دلبر میزند
پشت پا بر بحر و بر برمیزند
در خرابات فنا جام بقا
شادی ساقی کوثر میزند
عشق میگوید دل و دلبر یکی است
[...]
گریه دارد،دست بر سر می زند
آتش اندر چرخ واختر می زند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.