ساقی ز روی دختر رز پرده باز کرد
آهنگ عیش با صنم پرده باز کرد
مینای حسن پر بودش از شراب ناز
چندان که می به ساغر اهل نیاز کرد
مطرب به دلنوازی عشاق بینوا
هر دم نوای دلکشی از پرده ساز کرد
صوفی که نقص باده همی گفت بر دوام
گردن به سوی جام چه مینا دراز کرد
راز نهانیش نکند چرخ برملا
هر کس که پردهداری ارباب راز کرد
سلطان غزنوی که هزاران غلام داشت
عشقش به روی هندوی خال ایاز کرد
جانهای پاک خاک شدش در ره نیاز
هرسو که سرو ناز من آغاز ناز کرد
آمد شبی به کلبهٔ احزان ما شهی
ما را ز یمن مقدم خود سرفراز کرد
نور علی که مهر سپهر حقیقت است
مستغنیام ز پرتو شمع مجاز کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف لحظات لذت و شادی میپردازد که در آن ساقی پردهای را کنار میزند و مشروب و خوشی را به روی عاشقان میگشاید. توصیف مینا (شیشه شراب) و زیبایی معشوق (صنم) به وضوح حس شوق و عشق را منتقل میکند. مطرب با نواهای دلانگیز خود جو را پر میکند و صوفی نیز به جاودانگی شراب فکر میکند. در ادامه، از رازهایی که شب نمیگذارد برملا شود و عشق سلطان غزنوی به هندوی خالدار یاد میشود. در نهایت، شاعر به نور حقیقی علی اشاره میکند که او را از نورهای زودگذر دنیا بینیاز کرده است و به او افتخار میدهد.
هوش مصنوعی: ساقی به زیبایی دختر گل، پرده را کنار زد و با او به شادی و نشاط پرداخت.
هوش مصنوعی: دلی زیبا و پر از عشق بود، به گونهای که شراب محبت آن به دلهای نیازمندان راه پیدا کرد.
هوش مصنوعی: مطرب با نواهای دلنشین خود، هر لحظه برای عاشقان بیصدا آهنگی زیبا و جذاب مینوازد.
هوش مصنوعی: صوفی که همواره از عیب و نقص باده صحبت میکند، چرا گردن را به سوی جام میکشد و دراز میکند؟
هوش مصنوعی: هر کسی که پرچم راز را برافراشته، نباید بگذارد که چرخ زمان این راز را فاش کند.
هوش مصنوعی: سلطان غزنوی با وجود داشتن هزاران خدمتکار، عشقش به فردی به نام ایاز که یک هندی بوده، بود.
هوش مصنوعی: جانهای پاکی که در راه درخواست و نیاز، به خاک تبدیل شدند، هرجا که سرو زیبای من ناز کرد، آغاز به ناز و زیبایی کرد.
هوش مصنوعی: شبی، یک شاه با بزرگواری و عزت به کلبهٔ ما آمد و ما را به خاطر حضورش خوشحال و سرفراز کرد.
هوش مصنوعی: نور علی، که نماد حقیقت و روشنایی است، مرا از نیاز به پرتو شمعهای دنیای فانی بینیاز کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن کس که بر امیر در مرگ باز کرد
بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد
آن بت که بر دلم در شادی فرازکرد
یک باره بر دلم دری ز مهر باز کرد
زلف جو سام بر دل مسکین من فکند
تا بر دلم جهان در خورشید باز کرد
بیخواب کرد چشم دلم در فراق خویش
[...]
تا بر دل من آن بت طناز ناز کرد
صد در ز ناز بر دل من باز باز کرد
تا دوست بر دلم در عالم فراز کرد
دل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کرد
دل از شراب عشق چو بر خویشتن فتاد
از جان بشست دست و به جانان دراز کرد
فریاد برکشید چو مست از شراب عشق
[...]
ترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد
دل را لبش ز تنگ شکر بینیاز کرد
کافر، که رخ ز قبله بپیچیده بود و سر
چون قامتش بدید به رغبت نماز کرد
ای دلبری که عارض چون آفتاب تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.