درد عشق است ای ملامت گر خموش
نیست این بحری که بنشیند ز جوش
چاشنی کن گر نداری ذوقِ می
طالب دردی درآ و دُرد نوش
روز و شب جانت به جان می پرورد
بیش از این جرمی ندارد می فروش
ای که می گویی نصیحت کار بند
هرگز او خود در نمی آید به گوش
منزلی باشد که هوش آنجا بود
گو کدام است این نشانم ده به هوش
با که برگویم که زان حضرت به من
هر زمان پیغام می آرد سروش
راست می گفتم وگرنه از کجاست
در جهان افتاده چندینی خروش
هم نمی گویم که مردم گفته اند
سرّ سلطان تا توانی بازپوش
عقل با من گفت کای کوته نظر
بیش از این در کسب بدنامی مکوش
عشق می گوید فضولی می کند
گو نمی دانی زبان ما خموش
گر نزاری را نمی دانی که چیست
داغ او دارد ببین اینک دروش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ درد عشق و احساسات عمیق ناشی از آن است. شاعر به ملامتگرانی که دربارهٔ عشق نصیحت میکنند، پاسخ میدهد و میگوید که عشق به قدری عمیق و پرشور است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. او از درد و عواطفش میگوید و اینکه شب و روز جانش به عشق میگذرد.
شاعر به عشق و درد آن اشاره میکند و از کسانی که نمیفهمند عشق چیست انتقاد میکند. او دربارهٔ پیغامهایی که از عشق میگیرد و از افرادی که درک عمیق از عشق ندارند سخن میگوید. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق واقعی را نمیتوان با عقل و نصیحت کنترل کرد و باید آن را تجربه کرد.
هوش مصنوعی: درد عشق، ای کسی که سرزنش میکنی، اگر خاموش نباشی، این دریا نمیتواند از جوش و خروش آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر شوق نوشیدن شراب را نداری، حداقل درد و رنجی را به خودت تحمیل کن و از دُرد (شراب) بنوش.
هوش مصنوعی: روز و شب، زندگیات را با عشق و توجه پرورش میدهد و دلایل زیادی برای گناه کردن نداری، بنابراین دیگر از خودت عذرخواهی نکن.
هوش مصنوعی: اگر کسی همیشه نصیحت میکند، خودش هرگز نمیتواند به خوبی گوش دهد و از نصایح دیگران بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: منزلی وجود دارد که در آن هوش و عقل حاکم است، مرا نشان بده که کجا است.
هوش مصنوعی: به چه کسی بگویم که از آن مقام، هر لحظه پیامهایی به من میرسد؟
هوش مصنوعی: من واقعاً راست میگفتم و اگر غیر از این بود، بیدلیل نمیتوانست در جهان صدای اینگونه بلند و اضطرابآور به گوش برسد.
هوش مصنوعی: نباید بگویی که مردم چه گفتهاند و راز سلطنت را فاش کنی، تا جایی که میتوانی آن را پنهان نگهدار.
هوش مصنوعی: عقل به من گفت: ای شخص با دید محدود، بیشتر از این در تلاش برای کسب شهرت و اعتبار منفی نباش.
هوش مصنوعی: عشق میگوید که دخالت نکن و برو، زیرا تو از احساسات و زبان ما آگاهی نداری و بهتر است سکوت کنی.
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی ناله و درد نزار (مرد غمگین) چیست، کافی است به نشانههای عذاب او نگاه کنی که اکنون در حال آشکار شدن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از خراسان آن خورِ طاووس وش
سوی خاور میخرامد شاد و خوش
خونم از تشویر تو آمد به جوش
ناجوان مردی بسی کردم بپوش
عقل آمد عاشقا خود را بپوش
وای ما ای وای ما از عقل و هوش
یا برو از جمع ما ای چشم و عقل
یا شوم از ننگ تو بیچشم و گوش
تو چو آبی ز آتش ما دور شو
[...]
ای لبت عقلم به غارت داده دوش
وی دو چشم مستت از من برده هوش
تاختن کردی چو یاغی بر سرم
در چریک صبرم افکندی خروش
نا شکیبایی و بی صبری ببرد
[...]
هوشیار و مست و گویا و خموش
گاه جمله چشم و گاهی جمله گوش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.