باز آمدیم در سر از آشوبِ عقل شور
بر آتش از حرارتِ دل سینه چون تنور
ما بس نیازمندِ وصالیم و راه نیست
آری گرانبهاست مراد و مرید عور
مارانِ موش حرص رقیبانِ کویِ دوست
هر چند عیشِ شیرین بر ما کنند شور
آیا به کامِ ما بود آن درجِ لعلپوش
یارب به دستِ ما رسد آن حقّۀ بلور
آری رقیب گو به تسلّط بر آردست
تو آن نگر که کینهکش آمد ز شیر مور
معهود نیست دیو به دربانیِ ملک
سلطان نه لایق است به غمخواریِ ستور
آنجا که جلوه کرد خیالِ جمالِ او
نه شمعِ مهر نور دهد نه چراغِ هور
او را کسی ندید مگر هم به چشمِ او
یوسف قیاس کن که نشستهست پیشِ کور
آنجا نیاز عشق نه آز و امل برند
زاری نزاریا چو نه زر داری و نه زور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به گفتمان عشق و longing برای وصال میپردازد. شاعر از آشفتگی عقل و حرارت دل سخن میگوید و بیان میکند که با وجود نیاز شدید به وصال، راهی وجود ندارد. او به رقبای خود که به دنبال منافع خود هستند، انتقاد میکند و تاکید میکند که در عشق واقعی، نیازی به حرص و آز نیست. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در جایی که عشق و جمال واقعی نمایان میشود، هیچ چیز دیگری جز عشق اهمیت ندارد و در آنجا تنها نیاز به عشق است، نه ثروت یا قدرت.
هوش مصنوعی: ما دوباره به حالت دیوانگی و آشفتگی ذهن برگشتهایم، شور و هیجان در دل ما مانند آتش در تنور میسوزد.
هوش مصنوعی: ما خیلی به وصال و نزدیکی نیاز داریم، ولی راهی برای رسیدن به آن وجود ندارد. بله، رسیدن به هدف و خواستههایمان بسیار ارزشمند است، اما سخت و دشوار به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ماران و موشها، به حسادت و رقابت دوستان پرداختهاند، هر چند در این میان لحظات خوشی را برای ما فراهم کنند.
هوش مصنوعی: آیا آن نگین زیبای سرخ که بر پوست لعل نقش بسته است، به دلخواه ما خواهد بود؟ ای کاش آن جام بلورین به دست ما برسد.
هوش مصنوعی: بله، به رقیب بگو که اگر بر تو تسلط پیدا کند، باید به عواقب کارش فکر کند؛ زیرا کینهکشها میتوانند از کوچکترین موارد هم سوءاستفاده کنند.
هوش مصنوعی: دیو در نگهبانی از سلطنت شایستگی ندارد و برای دلسوزی نسبت به موجودات ناپسند به حساب نمیآید.
هوش مصنوعی: در جایی که زیبایی او نمایان میشود، نه نور شمع میتواند روشنی ببخشد و نه نور خورشید.
هوش مصنوعی: هیچکس او را نمیبیند، جز کسانی که مانند یوسف، زیباییاش را تنها در چشمان خود او میسنجند، گویی که او در مقابل یک فرد نابینا نشسته است.
هوش مصنوعی: در آنجا که عشق نیاز دارد، نه میتوان از آز و امید یاری جست، بلکه باید با دلbroken و زاری به استقبال آن رفت، زیرا نه ثروتی در دست هست و نه قدرتی برای مقابله.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هشیار باش و خفته مرو تیز بر ستور
تا نوفتد ستور تو ناگه به جر و لور
موری تو و فلک به مثل زنده پیل مست
دارد هگرز طاقت با پیل مست، مور؟
شور است آب او ننشاندت تشنگی
[...]
گویند شغل خویش بدشمن مده بزور
بورک لصاحبه نشنیدی ز لوح گور
خورشید رخت خویش بمغرب نه زان برد
کش زحمتی همیبود از مرغ روز کور
نزضعف زنده پیل ز پشه حذر کند
[...]
ای دل ز خوابِ جهل برآور سر غرور
تا بو که بگذری به سلامت ازین فتور
گر بایدت که حشرِ تو با صالحان بود
در موقفِ جزا که بود موعدِ نشور
این جا ز خود بمیر و به حق زنده باز شو
[...]
ای ساربان، که رنج کشیدی ز راه دور
آمد شتر به منزل لیلی، مکن عبور
اینست خارها که ازو چیدهایم گل
وین جای خیمها که درو دیدهایم حور
این لحظه آتشست به جایی که بود آب
[...]
بزمی که از نوای نوالش به بزم خلد
روحانیان نواله برند از برای حور
بزمی که مانده اند هم از یاد مجلسش
حوران بزم روضه فردوس در قصور
بود از فروغ باده و عکس صفای جام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.