گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اهلی شیرازی

سرم بریدی و مهر تو در دل است هنوز

نهال عشق مرا پای در گل است هنوز

اگرچه من همه عمر ار تو صبر ورزیدم

به جان دوست که صبر از تو مشکل است هنوز

ز برگ‌ریز فنا هرکه می‌کند عشوه

[...]

اقبال لاهوری

مرا براه طلب بار در گل است هنوز

که دل به قافله و رخت و منزل است هنوز

کجا ست برق نگاهی که خانمان سوزد

مرا با معامله با کشت و حاصل است هنوز

یکی سفینهٔ این خام را به طوفان ده

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه