از بیم غصه شب و خوف ملال روز
روزم خیال شب کشد و شب خیال روز
آسوده خسته یی که بخواب عدم بود
وارسته از عذاب شب و قیل و قال روز
شب همچو شمع سوخته و روز مرده ایم
آنست حال ما شب و اینست حال روز
آن چشمه حیات کجا تیره دل کجا
هرگز که دید در شب ظلمت مجال روز
امشب که یار زلف پریشان گشاده است
اهلی بیا و در دل شب بین جمال روز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه شب و روز سخن میگوید و نشان میدهد که روزها به خاطر مشغلهها و نگرانیها و شبها به خاطر غصهها و خوابهای سنگین چگونه او را به خستگی و عذاب میکشند. او از حالتی صحبت میکند که در آن شب و روز هیچکدام لذتبخش نیستند و زندگیاش تبدیل به شب و روزی بیروح شده است. در انتها دعوت به شادی و دیدن زیباییها دارد، به ویژه در شب که یار زیبا و زلف پریشانش را در کنار خود دارد، و از دوست میخواهد که در شب زیباییهای روز را ببیند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از نگرانیهای شب و روز صحبت میکند. او به اینجا میرسد که در طول روز به فکر شب و در شب به فکر روز است، یعنی همیشه درگیر احساسات و افکار منفی است و نمیتواند از آنها رهایی یابد. این توصیف نشاندهندهی حالت اضطراب و نگرانی اوست که به طور مداوم در زندگیاش حضور دارد.
هوش مصنوعی: شخصی که از درد و رنجهای شب و روز رهایی یافته و در آرامش به خواب رفته است، بیخبر از همه چیز به آرامش دست یافته.
هوش مصنوعی: ما در شب مانند شمعی ذوب شده و در روز حالتی مرده و سست داریم. این نشاندهنده وضعیت ماست که شب را به سختی سپری میکنیم و در روز هم به حال خود نگاه میکنیم.
هوش مصنوعی: چشمه حیات و زندگی در کجاست و دلهای تیره و ناامید کجا؟ هرگز کسی در شب ظلمت و تاریکی نتوانسته است جایی برای روشنایی و روز پیدا کند.
هوش مصنوعی: امشب که محبوب با موهای باز و آشفتهاش به سراغ ما آمده، ای اهلی! بیا و در تاریکی شب زیباییهای روز را ببین.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.