خِیرِ مَقدَم عشق آمد باز و غم رفت از میان
مقدم او هم مبارک باد بر دل هم به جان
بود جان بیتالحزن وز مَقدَمَش دارُالسُّرور
بود دل دارُالفُتَن وز موردش دارُالاَمان
در رهش از بیخودی ما را بساط اندر بساط
با وی از کالای هستی کاروان در کاروان
رهبر گمکردهراهان بیسراغ و بیچراغ
رایض توسنخیالان بیرکاب و بیعنان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خیر مقدم عشق دوباره به زندگی برگشته و غم از بین رفته است. ورود عشق بر دل و جان مبارک است، چرا که جان محل حزن و مقدم او جای شادی است. دل مکانی برای جذبه است و معشوق پناهگاهی امن برای عاشقان است. در راه او، از خود بیخود شدهایم و تمام وجود ما در حال سفر است. او راهنمای گمکردههاست و خیال ما را بدون کنترل و هدایت پیش میبرد.
هوش مصنوعی: عشق دوباره با ورودش به زندگی آمده و غم را از بین برده است. خوش آمدی عشق! هم به دل خوشی بخشیدی و هم به جان آرامش دادی.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که جان و روح در محلهای غم و اندوه قرار دارد، اما با ورود به آنجا، نور امید و شادی میتابد. دل نیز در کنار زیباییها و جذابیتها در جایی امن و آسوده به سر میبرد.
هوش مصنوعی: در مسیر او، از شدت بیخودی ما، بساطی گسترده شده است. در این بساط، ما با او از کالاهای وجود، همچون کاروانی در میان کاروانها در حال حرکت هستیم.
هوش مصنوعی: رهبر کسانی که در مسیر خود گم شدهاند، بدون نشانه و راهنماست. او مانند اسبی است که در عالم خیال در حرکت است، اما نه افساری دارد و نه رکاب.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان
لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان
چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان
بیروان تن پیکری پاکیزه چون بیتنْ روان
گر بجنبانیش آب است، ار بلرزانی درخش
ور بیندازیش تیر است، ار بدو یازی کمان
از خرد آگاه نه در مغز باشد چون خرد
[...]
بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان
تا که میجستم ندیدم تا بدیدم گم شدم
گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان
در خیال من نیامد در یقینم هم نبود
[...]
سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان
بوستان هرگز ندیدیم رسته بر سرو روان
بوستانی ساختی تو برسر سرو سهی
پر گل و پر لاله و پر نرگس و پر ارغوان
ای بهار خوبرویان چند حیلت کرده ای
[...]
خسروا جائی بهمت ساختی، جائی بلند
پر ز خوان خواهی کنونش کرد و خواهی پر سخوان
تیر تو مفتاح شد در کار فتح قلعه ها
تیر تو مومول شد در دیده های دیده بان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.