گنجور

 
نشاط اصفهانی

زشست شهسواری ناوکی تعویذ پر دارم

کجا اندیشه از آهنگ صیاد دگر دارم

به تیری چون ز پا افکندیم از خاک بردارم

که صیاد دگر در راه و زخمی کارگر دارم

کشیدم آهی و زخم دگر زد بر سر زخمم

به آه خویشتن زین بیشتر چشم اثر دارم

اگر چون سایه افتادم به خاک ره عجب نبود

فروزان آفتابی از جمالش در نظر دارم

ملامتگو چرا باید زبان بیهوده بگشاید

نه او از وی خبردار نه من از خود خبر دارم

خموشی چون نشان آگهی آمد از آن نالم

که گر خاموش بنشینم ز رازم پرده بردارم

ز اسرار جهان بیهوده می‌جستم خبر عمری

ندانستم که خود را باید از خود بی‌خبر دارم

همین بهتر که خاموشم چرا بیهوده بخروشم

اگر دارم فغانی از جفای دادگر دارم

ز نقش پای من اشکم نشان نگذاشت در راهش

به راه او چه منتها نشاط از چشم تر دارم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اوحدی

من از پیوستگان دل غریبی در سفر دارم

که بی‌او آتش اندر جان و ناوک در جگر دارم

ز حال خود خبر دارم نکرد آن ماه و زین غصه

حرامست ار ز حال خود سر مویی خبر دارم

مرا تا او برفت از در نیامد در نظر چیزی

[...]

ناصر بخارایی

خیال لعل میگون تو دائم در نظر دارم

چو ساغر سینه‌ای پرخون و چشمی پرگهر دارم

فروغ عارضت ماه است، با وی عشق می‌ورزم

درخت قامتت سرو است، زو امیدِ بر دارم

نه بی مرغول مشکینت شبی را روز می‌خواهم

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم

به چشم من ببین رویش که دائم در نظر دارم

منم صوفی ملک دل که باشد شکر او وردم

منم عطار شهر جان که در دکان شکر دارم

مروا ی عاشق صادق که من معشوق جانانم

[...]

نسیمی

من آن گنجم که در باطن هزاران گنج زر دارم

من آن بحرم که در دامن به دریاها گهر دارم

من آن معشوق پنهانم که سرگردان عشق خود

چو چشم دلبران عاشق بسی صاحب نظر دارم

من آن چرخ پرانوارم در اقلیم الوهیت

[...]

اهلی شیرازی

من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم

که از دست رقیب خار خاری در جگر دارم

مرا گویی که یارت کیست خواهم دیگری گویم

ولی دل ندهم گفتن که من یار دگر دارم

همی خواهم که ره یابم درون سینه مردم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اهلی شیرازی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه