وقت شد وقت کزین جمع کناری گیریم
برد دوست نشینیم و قراری گیریم
روزکی چند نظر بر رخ یاری فکنیم
شبکی چند سر زلف نگاری گیریم
آرزوی سر از آن پا بقدومی طلبیم
مقصد دیده از آن در بغباری گیریم
چند بیهوده توان برد بسر عمر عزیز
جهدی ای دل که ازین پس پی کاری گیریم
عقل نگذاشت تنی را بسپاهی شکنیم
عشق کو عشق که ملکی بسواری گیریم
صید گاهی خوش و یاران همه غافل بشتاب
تا سمندی بجهانیم و شکاری گیریم
دوست گر دست به بیداد کند باز نشاط
عشق را با هوس آنگاه عیاری گیریم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت گذراندن لحظات دلپذیر با دوستان و معشوق اشاره میکند. او از فرصتهای زندگی استفاده کرده و به لذتها و زیباییهای عشق و دوستی دعوت میکند. شاعر تأکید میکند که باید از عمر گرانبها بهرهبرداری کرد و به کارهای خوشایند مشغول شد. همچنین، به چالشهای عشق و تأثیر آن بر زندگی اشاره میکند و از نشاطی که در عشق و هوس وجود دارد، صحبت میکند. در نهایت، او از دوستان میخواهد تا لحظاتی را با هم بگذرانند و از زندگی لذت ببرند.
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده است که از این جمع کنار برویم و با دوستمان نشسته و قرار و دیداری داشته باشیم.
هوش مصنوعی: چند روزی را به تماشای چهره یار بگذرانیم و چند شب را در تماشای موهای دلنشین او سپری کنیم.
هوش مصنوعی: ما آرزو داریم که با پاهایی محکم، به سمت هدفی که در نظر داریم برویم و به جای اینکه در تیرگی و غبار تردد کنیم، به روشنی و وضوح دست یابیم.
هوش مصنوعی: چقدر بیفایده است که برای عمر گرانبهایمان تلاش کنیم، ای دل، چون از این به بعد به کار دیگری مشغول خواهیم شد.
هوش مصنوعی: عقل به ما اجازه نمیدهد که جسمی را به دست خود ویران کنیم. عشق کجاست؟ ای عشق، که ما به کمک تو بر بلندیها بشتابیم و به کارزار رویم.
هوش مصنوعی: گاهی شکار لذتی دارد و دوستان غافلند، پس بشتابید تا با اسب جوان و شجاع به دنیای جدیدی برویم و موفق شویم.
هوش مصنوعی: اگر دوست به ما بیرحمی کند، دوباره شادابی عشق را با اشتیاقاش تجربه خواهیم کرد و در آن زمان خود را آزمون خواهیم کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روز عیدست، سر راهگذاری گیریم
ماهرویی بکف آریم و کناری گیریم
شاهدان دست بخون دل ما کرده نگار
ما درین غم که: کجا دست نگاری گیریم؟
گرد خواهیم شد و دامن آن یار گرفت
[...]
خیز کز درس دویی سر خط عاری گیریم
جای شرمست ز آیینه کناری گیریم
دست و پاهای حنا بسته مکرر کردید
بعد ازین دامن بیرنگ نگاری گیریم
نیستی صیقل آیینهٔ رحمت دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.