حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاص
چو سرو باش که هست از هوای خود رقاص
نشان نداده گرانمایه تر ز تو گهری
از آن زمان که به این بحر می رود غواص
به جرم یک نظر ناگهان که افکندم
مکش که مفتی دین بر خطا نکرد قصاص
نکرده ام نظر التفات بر عملی
ز بیم آن که مشوش نگرددم اخلاص
فشانم ار به جمال تو جان هنوز کم است
مرا نشاط تو از قید خویش کرد خلاص
مقربان تو از چشم خلق پنهانند
عوام را نبود راه بر مقام خواص
اگرچه نه فلک از خاصگان درگاهند
ولیک هست «نظیری » غلام خاص الخاص
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی عمیق اشاره دارد که به خودشناسی و درونیات انسان مربوط میشود. شاعر از مخاطب میخواهد که خود را به دست خود بسازد و در خلوت خود به بررسی عمق وجودش بپردازد. او به زیبایی و کمنظیری خود اشاره کرده و میگوید که هیچ کس نمیتواند به جای او در دریاچهی وجودش غواصی کند. شاعر از عشق خود به معشوق صحبت میکند و میگوید که حتی یک نگاه نیز برای او کافی است، اما او از ترس اینکه اخلاصش به هم بریزد، از نظر کردن به اعمالش خودداری میکند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که افراد خاص و مقامدار معمولاً از چشم عموم پنهان هستند و تنها برخی به مقامهای عرفانی و دور از دنیا دست مییابند.
هوش مصنوعی: خودت را در مقابل دشواریها و چالشها قرار بده و یا به تنهایی به چالشهای درونیات بپرداز. در جمعهای خاص و خصوصی، مانند سرو که به خاطر ویژگیهایش شناخته میشود، در برابر شرایط و احساساتت با اعتماد به نفس و استحکام برخورد کن.
هوش مصنوعی: هیچ گوهری با ارزشتر از تو به این دنیا نیامده است، از زمانی که غواصان در این دریا به جستجو پرداختهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر یک نگاه ناگهانی من را مجازات نکن، چون عالم دین هم در اشتباه نکرد.
هوش مصنوعی: من به هیچ عمل یا کاری بدون توجه به آن ننگریستهام، زیرا از این میترسم که نیت و اخلاصم مختل شود.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم برای تو جانم را فدای زیباییات کنم، باز هم احساس میکنم که کم است. شادی و نشاطی که تو به من میدهی، مرا از بند و اسارت خودم رها کرده است.
هوش مصنوعی: نزدیکان تو از دید عموم مخفی هستند و مردم عادی به منزلت و مقام ویژهای که آنها دارند دسترسی ندارند.
هوش مصنوعی: هرچند که آسمان در اختیار خاصان درگاه نیست، اما «نظیری» باید افتخار کند که غلام خاص خاصان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به بزمگاه صبوحی کنون به مجلس خاص
حیاتبخش بُود جام مِی به حکم خواص
ز شوق مجلس مستان نگر به بزم افق
که زهره نغمهسرای است و مشتری رقّاص
بسوز مجمر عود ای مقیم خلوت انس
[...]
به نینی که بر آن در بریم سجده خاص
همیشه فاتحه خوانیم از سر اخلاص
دلا چو طالب وصلی ز آب دیده منال
که در به چنگ نیاره چو دم زند غواص
مراد هر دو جهان یافتم به دولت دوست
[...]
کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
عجب مدار که گردد ز درد غصه خلاص
به بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص
حیوه نحش بود جام می به حکم خواص
امید هست که بنوازیم بخلعت خاص
بارمک ار نرسد دست کم زجامه خاص
بیافت سوزن ازان بخیه چو مروارید
[...]
چو بخت نیست که بارم دهی به مجلس خاص
بر آستان ارادت نهم سر اخلاص
دعای مردن خود می کنم مگر یابم
ز دوری تو و نزدیکی رقیب خلاص
تو را ز قتل اسیر کمند خویش چه بیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.