گنجور

 
نیر تبریزی

بازم از این واقعۀ دشت بلا یاد آمد

خرمن صبر و ثباتم همه بر باد آمد

در شگفتم ز چه در هم نشد اجزای وجود

زان همه ضعف که بر علّت ایجاد آمد

آه از آندم که شه دین بهزاران تشویش

بر سر قاسم ناکام بامداد آمد

دیدکاغشته تنش چونگل سیراب بخون

آهش از آتش اندوه زبنیاد آمد

که بزانو سر حسرت که مر این صید ضعیف

بچه جرمی هدف ناوک صیاد آمد

که بدندان لب حیرت که گه جلوه گری

چشم زخمی که بر این حسن خدا داد آمد

پس چو جان پیکرش از لطف در آغوش کشید

رو بسوی حرم آورد و بفریاد آمد

کایعروس حسن از بخت شکایت منما

حجلۀ حسن بیارای که داماد آمد

نیر از خاک در شاه مکش روی نیاز

کانکه شد حلقه بگوش درش آزاد آمد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حافظ

در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمعِ صبر و دل و هوش مدار

کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدند

[...]

جامی

عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید

کوه غم بر دلم از محنت فرهاد آمد

بانگ زنجیر نهادند لقب بی خبران

آهن از ناله مجنون چو به فریاد آمد

گر نه شمشاد گل اندام من از باغ گذشت

[...]

امیرعلیشیر نوایی

دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد

شمع در گریه شد و چنگ به فریاد آمد

با همه سنگدلی رحم کنی گر دانی

کز غم هجر توام دوش چه بیداد آمد

رسم تاراج خرابی چو بدید ابر بهار

[...]

صائب تبریزی

تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد

هر سر موی مرا نام خدا یاد آمد

چون دل از دامن صحرای جنون بردارم؟

که سرابم به نظر موج پریزاد آمد

در دل سخت تو بیرحم ندارد تأثیر

[...]

حزین لاهیجی

عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد

این سپندی ست کزو شعله به فریاد آمد

تهمت آلودهٔ عیشیم، که گلشن زادیم

پر و بالی نگشودیم که صیاد آمد

طفل خامیم و ستمکاری ایام ،به ما

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه